درباره پرسشنامه ها
يكي از ابزارهاي رايج تحقيق و روشي مستقيم براي كسب داده هاي تحقيق است. پرسشنامه مجموعه اي از سوال ها (گويه ها) است كه پاسخ دهنده با ملاحظه آنها پاسخ لازم را ارائه مي‌دهد. اين پاسخ، داده مورد نياز پژوهشگر را تشكيل مي‌دهد. سوال هاي پرسشنامه را نوعي محرك-پاسخ مي‌توان محسوب كرد. از طريق سوال هاي پرسشنامه مي‌توان دانش، علايق، نگرش و عقايد فرد را مورد ارزيابي قرار داد، به تجربيات قبلي وي پي برده و به آنچه در حال حاضر انجام مي‌دهد آگاهي يافت. بايد توجه داشت كه در برخي فرهنگ ها با توجه به شرايط اجتماعي، پرسشنامه نمي تواند داده ها را با دقت لازم، همانند، يك مصاحبه عميق، بدست دهد. بنابراين براي بالابردن دقت داده هاي گردآوري شده، توصيه مي‌شود كه تكميل پرسشنامه همراه با ساير ابزارهاي گردآوري داده ها باشد. در غير اينصورت بايد داده هاي حاصله را با قيد احتياط به كار برد. 1-1- اصول كلي تنظيم پرسشنامه
- سوال هاي پرسشنامه بايد بر اساس هدف ها يا سوال هاي تحقيق تنظيم گردد؛
- پرسشنامه بايد پاسخ دهنده را جذب نموده و سوال هاي آن براي او جالب باشد؛
- پرسشنامه بايد تا حد امكان كوتاه باشد و داده هاي مورد نياز پژوهشگر را فراهم آورد؛
- دستورالعمل تكميل پرسشنامه بايد كوتاه بوده و حاوي كليه اطلاعات مورد نياز پاسخ دهنده، براي كامل كردن پرسشنامه باشد. پرسشنامه بايد همراه دستورالعمل تكميل آن بوده و چگونگي پاسخ دادن به سوال ها را براي پاسخ دهنده تشريح كند. 1-2- اجزاء اصلي پرسشنامه
پرسشنامه بايد شامل اجزاء زير باشد:
الف: نامه همراه يا مقدمه اي براي آماده كردن پاسخ دهنده جهت تكميل پرسشنامه .
ب: دستورالعمل
ج: سوال ها (گويه ها)
در اين جا هر يك از اجزاء يادشده بيان مي‌شود.
الف: نامه همراه: در اين قسمت هدف از گردآوري داده ها به وسيله پرسشنامه و ضرورت همكاري پاسخ دهنده در عرضه داده هاي مورد نياز بيان مي‌شود. به منظور بيان هدف هاي يادشده مي‌توان شيوه زير را به كار گرفت. ابتدا هدف كلي پژوهش بيان شده و پاسخ دهنده با گزاره هاي خاص تحقيق آشنا مي‌شود. پس از آن به نقش پرسشنامه در فراهم آوردن داده هاي مورد نياز پژوهشگر اشاره مي‌شود. پژوهشگر بايد سعي كند تا پاسخ دهنده نسبت به همكاري در تكميل پرسشنامه برانگيخته شود. براي اين منظور بايد بر با ارزش بودن داده هاي حاصل از پرسشنامه تاكيد شود و پاسخ دهنده نسبت به ضرورت و اهميت تحقيق آگاه گردد تا با دقت بيشتري پاسخ سوال ها را عرضه كند. علاوه بر آن در اين قسمت محقق بايد به اين نكته اشاره كند كه داده هاي حاصل از پرسشنامه محرمانه بوده و بجز استفاده آماري، به منظور ديگري مورد استفاده قرار نخواهد گرفت.
ب: دستورالعمل: در اين قسمت محقق سعي مي‌كند پاسخ دهنده را با چگونگي پاسخ دادن به سوال هاي پرسشنامه آشنا كند. در دستورالعمل تكميل پرسشنامه رعايت نكات زير ضروري است.
1- هر نوع سوال پرسشنامه و چگونگي پاسخ دادن به آن تشريح شود.
2- تاكيد بر رعايت دقت نسبت به پاسخ دادن به سوال ها.
3- بايد بر اين نكته تاكيد شود كه پرسشنامه تا تاريخ معين تكميل شده و به آدرس مربوط يا به پرسشگر تحويل داده شود. بايد به خاطر داشت كه دستورالعمل تكميل پرسشنامه بايد كوتاه و به آساني قابل فهم باشد. دستورالعمل هاي پيچيده باعث سردرگمي پاسخ دهنده شده و بر ماهيت پاسخ ها اثر مي گذارد.
ج: انواع سوال هاي پرسشنامه : اولين قدم در تعيين نوع سوال هاي پرسشنامه مشخص كردن متغيرهاي پژوهش است. پس از آن محقق مي‌تواند در مورد نوع سوال هايي كه مي‌تواند متغيرها را اندازه گيري كند تصميم بگيرد.
به طور كلي سوال هاي پرسشنامه به دو صورت ارائه مي‌شود:
1- سوال هاي بسته- پاسخ
2- سوال هاي باز- پاسخ
سوال هاي بسته- پاسخ: سوال هاي بسته- پاسخ مجموعه اي از گزينه ها را ارائه مي‌دهد تا پاسخ دهنده از ميان آن ها يكي را انتخاب كند. پاسخ دهنده اين نوع سوال ها را به سرعت درك كرده و به سهولت به آن پاسخ مي‌دهد. علاوه بر آن در استخراج داده ها، مي‌توان به سهولت آن ها را مقوله بندي و تجريه تحليل كرد.
پرسشنامه هاي بسته—پاسخ به حالت هاي متفاوتي ارائه مي‌شود. اين حالت ها به قرار زير است:
حالت چند جوابي: در اين نوع سوال، پاسخ دهنده يكي از گزينه هاي ارائه شده را انتخاب كرده و علامت گذاري مي‌كند. مثال:
شغلي را كه من ترجيح مي دهم
1- شغلي است كه در آن به توانايي پيشرفت خود اطمينان دارم.
2- شغلي است كه هميشه مجبور به محدود كردن توانايي هايم هستم.
3- شغلي است كه درآمد بسيار داشته باشد.
حالت چند درجه اي: در اين نوع سوال پاسخ دهنده موضع خود را در مورد موضوعي بر روي يك طيف با انتخابي كه به بهترين وجه نمايانگر باورها، عقايد يا نگرش او درباره آن گويه باشد، مشخص مي‌كند. در مثال هاي زير نمونه هايي از اين حالت داده شده است.
نقش علوم در زندگي انسان انكار ناپذير است.
كاملا موافق موافق بي طرف مخالف كاملا مخالف
انضباط در زندگي فردي
حياتي است خيلي مهم است مهم است نسبتا مهم است اهميتي ندارد
تا چه اندازه معلم شما سازمان يافته است؟
هميشه اغلب اوقات بعضي اوقات به ندرت هرگز
حالت تعيين اولويت نسبت به موارد ارائه شده: در اين حالت يك سري گويه ارائه شده و از پاسخ دهنده خواسته مي‌شود تا ترتيب اهميت آن ها را مشخص كند. براي مثال به منظور پي بردن به نظرات معلمان مدارس ابتدايي درباهر مشكلات مدرسه مي‌توان سوال زير را همراه با گزينه هاي مربوط به آن به شرح ذيل مطرح كرد:
سوال: به نظر شما مهمترين سه مشكل اين مدرسه به ترتيب اولويت چه مي باشد؟ لطفا براي پاسخ دادن به اين سوال با قرار دادن 1 ، 2 ، 3 ، 4 در مقابل هر يك از گزينه ها نظر خود را مشخص كنيد:
فضاي آموزشي
مديريت مدرسه
ناهماهنگي توانايي دانش آموزان
عدم آمادگي معلمان براي اجراي برنامه درسي
سوال هاي باز- پاسخ: سوال هايي هستند كه در آن ها پاسخ دهنده مي‌تواند پاسخ را به اختيار خود بيان كند. اين پاسخ ها مي‌تواند از چند كلمه تا چند جمله باشد. از اين نوع سوال ها براي بررسي و مطالعه عقايد در يك زمينه خاص استفاده مي‌شود. بايد يادآوري كرد كه تجزيه و تحليل داده هاي حاصل از اين نوع سوال ها مشكل بوده و نيازمند يك سيستم كدگذاري ويژه مي‌باشد.
مثال: احساساتي را كه در حال حاضر نسبت به مادر خود داريد شرح دهيد.
نكات ضروري در تدوين سوال ها: پس از انتخاب نوع سوال هاي پرسشنامه ، محقق بايد به تدوين سوال هاي پرسشنامه بپردازد. در تدوين سوال ها توجه به نكات زير ضروري است:
1- از سوال هاي نامفهوم و مبهم پرهيز شود.
2- از سوال هايي كه پاسخ دهنده را به پاسخ خاصي هدايت مي‌كند بايد اجتناب كرد.
3- از سوال هاي پيچيده پرهيز شود.
4- از سوال هاي دو وجهي كه شامل دو سوال در يك پرسش است اجتناب شود.
5- تا جايي كه امكان دارد از ارائه سوال هاي منفي خود داري شود.
6- از بيان سوال هاي مستقيم كه موجب تحريك حساسيت آزمودني شده و يا در وي ايجاد مقاومت مي‌كند پرهيز شود.
7- از تنظيم سوال هايي كه آزمودني پاسخ آن ها را در دسترس ندارد خود داري شود. 1-3- ترتيب ارائه سوال ها
در ارائه سوال ها بايد به اين دو اصل مهم توجه كرد:
1- سوال هاي اوليه بايد به حدي جالب باشد كه پاسخ دهنده را به پاسخ دادن ترغيب كند؛
2- سوال ها از ساده ترين به پيچيده ترين عرضه شود؛
سوال هايي كه ممكن است آزمودني در پاسخ دادن به آن ها اكراه داشته باشد در آخر پرسشنامه قرار داده شود. 1-4- اجراي مقدماتي پرسشنامه
پس از تدوين و تنظيم پرسشنامه لازم است يك بررسي مقدماتي بر روي آن انجام گيرد. هدف اين بررسي برطرف نمودن اشكالات احتمالي مي‌باشد و قطعا از مشكلاتي آتي نيز جلوگيري خواهد نمود. هر گونه اصلاح سوال هاي پرسشنامه به نتيجه حاصله از اين بررسي مقدماتي بستگي خواهد داشت. بررسي مقدماتي را بايد در ميان افرادي كه جامعه آماري تحقيق را تشكيل مي‌دهند انجام داد. بهتر است در پايان پرسشنامه از پاسخ دهنده خواسته شود تا نظر خود را درباره روشن بودن و يا ابهام برخي از سوال ها عرضه دارند. اگر كليه پاسخ دهندگان به سوال مخصوصي پاسخ نداده باشند، در آن سوال بايد تجديد نظر كرد. اگر پاسخ دهنده ما از پاسخ دادن به برخي سوال ها امتناع ورزند بايد اين گونه سوال ها مورد بازبيني قرار گيرد. نكات عمده در تدوين پرسشنامه
حال به راهنماي تدوين پرسشنامه توجه نماييد:
الف: تصميم گيري درباره محتواي سوال ها:
1- آيا بيان سوال ضروري است؟ تا چه اندازه اين سوال مفيد است؟
2- چند سوال براي اين موضوع لازم است؟
3- آيا پاسخ دهنده اطلاعات لازم را براي پاسخ دادن دارد؟
4- آيا سوال بايد عيني تر، ويژه تر و مرتبط تر با تجربيات فردي پاسخ دهنده باشد؟
5- آيا محتواي سوال به اندازه كافي كلي و به دور از سفسطه و جزئي گويي است؟
6- آيا پاسخ ها بيان كننده يك نظرگاه كلي است يا يك ديدگاه كاملا ويژه را نمايان مي كند؟
7- آيا محتواي سوال جهت دار است، بدون اين كه با سوال هاي ديگري اين جهت خنثي يا تعديل شود؟
8- آيا پاسخ دهنده داده هاي مورد نياز را عرضه خواهد كرد؟
ب: تصميم گيري درباره صورت بندي سوال ها
1- آيا سوال قابل فهم است؟ آيا جمله بندي مشكل و غير واضح است؟
2- آيا سوال به اندازه كافي پاسخ هاي متفاوت در اين زمينه فراهم مي آورد؟
3- آيا به علت عدم بيان پيش فرض ها يا پيامدهاي مورد نظر پژوهشگر سوال گمراه كننده است؟
4- آيا جمله بندي سوال جهت دار است؟ آيا سوال داراي بار عاطفي است و يا پاسخ خاصي را القا مي كند؟
5- آيا جمله بندي سوال اعتراض پاسخ دهنده را بر خواهد انگيخت؟
6- آيا جمله بندي سوال چنان است كه پاسخ دهنده را مستقيما مورد خطاب قرار داده تا نتايج بهتري بدست دهد؟
7- آيا سوال ها بهتر است به صورت مستقيم و يا غير مستقيم بيان شوند؟
ج: تصميم گيري درباره شكل پاسخ ها
1- بهترين شكل پرسيدن سوال به چه صورت مي‌تواند باشد؟
2- اگر از سوال هايي استفاده مي‌شود كه پاسخ دهنده با علامت گذاري پاسخ خود را مشخص مي كند، كدام يك از موارد زير مناسب تر است: چند گزينه اي يا مقياس چند درجه اي، يا جواب هاي دوگزينه اي؟
3- اگر از سياهه (چك ليست) سوال ها استفاده مي‌شود آيا شامل تمام پاسخ هاي ممكن بوده و به ترتيب درست ارائه شده است؟ آيا طول سياهه سوال ها منطقي مي باشد؟ آيا جمله بندي سوال ها بي طرف و متعادل است؟
4- آيا نوع پاسخ، آسان، مشخص، هماهنگ و مناسب براي هدف است؟
د: تصميم گيري درباره ترتيب قرار گرفتن سوال در پرسشنامه
1- آيا ممكن است كه پاسخ به سوال تحت تاثير محتواي سوال هاي قبلي قرار گيرد؟
2- آيا ترتيب سوال ها داراي يك روال طبيعي است؟ آيا سوال ها داراي نظم منطقي و ترتيب روان شناختي است؟
3- آيا ترتيب سوال چنان پرسشنامه شخصيتي برن رويتر نمونه پرسشنامه هاي استاندارد:
پرسشنامه شخصيتي برن رويتر
سوالاتي که خواهيد ديد ، براي بررسي علائق و نگرش هاي شما طرح شده است . اين سوالات از نوع سوال هاي هوشي نيست . بنابراين ؛ پاسخ درست يا غلط وجود نخواهد داشت
پس از هر سوال کلمات "بلي" ، "خير" يا علامت سوال "؟" خواهيد ديد . اگر به طور مطلق نمي توانيد ، پاسخ "بلي" يا "خير" بدهيد ، در آن صورت علامت سوال"؟" را انتخاب کنيد .
1- آيا از اين که نمي توانيد با مقررات اجتماعي سازگار شويد ، رنج مي بريد؟ بلي خير ؟
2- آيا گاه و بي گاه خيالبافي مي کنيد ؟ بلي خير ؟
3- آيا عادت داريد ، به جاي کمک گرفتن از ديگران ، کارهايتان را خودتان انجام دهيد ؟ بلي خير ؟
4- ايا اتفاق افتاده است که مسيرتان را عوض کنيد تا با فردي روبرو نشويد؟ بلي خير ؟
5- آيا مي توانيد انتقادهاي ديگران را بدون ناراحتي تحمل کنيد؟ بلي خير ؟
6- آيا گاه و بيگاه به گدا پول مي دهيد ؟ بلي خير ؟
7- آيا دوست داريد در جمع کساني باشيد که جوانتر از شما هستند ؟ بلي خير ؟
8- آيا معمولا خود را بدبخت احساس مي کنيد ؟ بلي خير ؟
9- آيا در محيط هاي ناشناخته ، اگر راهتان را گم کنيد ، خيلي ناراحت مي شويد ؟ بلي خير ؟
10- اگر ديگران با عقيده شما مخالفت کنند ، فورا دلسرد مي شويد ؟ بلي خير ؟
11- آيا سعي مي کنيد عقيده خود را دنبال کنيد ، اگر چه احتياج به مبارزه باشد ؟ بلي خير ؟
12- آيا معمولا سرخ و سفيد مي شويد ؟ بلي خير ؟
13- آيا به ورزش بيشتر از مسائل علمي علاقه داريد ؟ بلي خير ؟
14- آيا خودتان را يک فرد عصبي مي دانيد ؟ بلي خير ؟
15- آيا وقتي در صف ايستاده ايد و منتظر نوبت هستيد ، اگر کسي بدون رعايت نوبت در جلوي شما بايستد ، اعتراض مي کنيد ؟ بلي خير ؟
16- آيا تا به حال سعي کرده ايد به زور وارد جايي بشويد يا به حيله متوسل شويد ؟ بلي خير ؟
17- آيا به طور کلي در مقابل تعريف و سرزنش حساسيت داريد ؟ بلي خير ؟
18- آيا نسبت به بعضي مسائل حساسيت داريد ؟ بلي خير ؟
19- آيا وقتي چيزي مي خريد چانه مي زنيد ؟ بلي خير ؟
20- آيا در مقابل مقامات علمي و اداري خونسردي خود را حفظ مي کنيد ؟ بلي خير ؟
21- آيا گاه و بيگاه ، به علت فکر و خيال ، نمي توانيد بخوابيد؟ بلي خير ؟
22- آيا در اتخاذ تصميم کند هستيد ؟ بلي خير ؟
23- آيا فکر مي کنيد يک کار خوب و شخصي مي تواند دوري يک دوست را از يادتان ببرد؟ بلي خير ؟
24- آيا از کمرويي رنج مي بريد ؟ بلي خير ؟
25- آيا تمايل داريد علت اعمال ديگران را تحليل کنيد ؟ بلي خير ؟
26- آيا اغلب آماده عصباني شدن هستيد ؟ بلي خير ؟
27- آيا اغلب سليقه تان عوض مي شود ؟ بلي خير ؟
28- آيا خيلي پرحرف هستيد ؟ بلي خير ؟
29- آيا گاه و بيگاه حرف سخنران را قطع مي کنيد يا او را مورد بازخواست قرار مي دهيد؟ بلي خير ؟
30- اگر بخواهيد چيزخريداري شده را دوباره به فروشنده برگردانيد ناراحت مي شويد ؟ بلي خير ؟
31- آيا وقتي تنها هستيد ، نسبت به زماني که در اجتماع هستيد ، مسائل خيلي خنده دارتر يا خيلي جدي تر به نظرتان مي رسد ؟ بلي خير ؟
32- آيا ترجيح مي دهيد ، به جاي تنها سفر کردن ، با کسي مسافرت کنيد که تمام تشريفات را بر عهده مي گيرد ؟ بلي خير ؟
33- آيا دوست داريد ، به جاي انجام دادن کارهاي مافوق مورد احترام ، کارهاي خود را انجام دهيد ؟ بلي خير ؟
34- آيا نظ خود را با نوشتن بهتر از گفتن شرح مي دهيد ؟ بلي خير ؟
35- آيا کاري را که مجبور خواهيد شد چند سال متوالي به تنهايي انجام دهيد ، رد خواهيد کرد، (مثلا جنگلباني) ؟ بلي خير ؟
36- آيا اتفاق افتاده است که براي مساله اي پول از ديگران درخواست کنيد ؟ بلي خير ؟
37- آيا معمولا سعي مي کنيد از افراد با قدرت دوري کنيد ؟ بلي خير ؟
38- آيا فکر مي کنيد مصاحبت با مردم بهتر از مطالعه کردن،افکار شما را روشن مي کند؟ بلي خير ؟
39- اگر يک کار توهين آميز براي شما پيش بيايد خيلي ناراحت مي شويد ؟ بلي خير ؟
40- آيا تا به حال با اراده خود اقدام به تشکيل گروه ها يا دسته ها کرده ايد ؟ بلي خير ؟
41- اگر شاهد حادثه اي باشيد ، براي کمک کردن عجله مي کنيد ؟ بلي خير ؟
42- آيا گاه و بيگاه بدون علت مي ترسيد ؟ بلي خير ؟
43- آيا دوست داريد مسووليت ها را به تنهايي بر عهده بگيريد ؟ بلي خير ؟
44- آيا براي شما کتاب بهتر از دوست سرگرم کننده است ؟ بلي خير ؟
45- آيا تا به حال سرگيجه گرفته ايد ؟ بلي خير ؟
46- آيا شوخي هاي توهين آميز شمارا ناراحت مي کند، ولو اين که از حقيقت آن ها اطلاع داشته باشيد ؟ بلي خير ؟
47- آيا وقتي خبر ناگواري مي شنويد احتياج داريد کسي پيش شما باشد ؟ بلي خير ؟
48- اگر ديگران ، به هنگام کار ، شما را تماشا کنند ناراحت مي شويد ، ولو اين که کار خود را خوب انجام دهيد ؟ بلي خير ؟
49- آيا معمولا احساس تنهايي مي کنيد ؟ بلي خير ؟
50- آيا سعي مي کنيد از مشاجره دوري کنيد ؟ بلي خير ؟
51- ايا زود رنج هستيد ؟ بلي خير ؟
52- آيا در انجام نقشه هاي خود سعي مي کنيد ، به جاي کمک گرفتن از ديگران ، خودتان کار کنيد ؟ بلي خير ؟
53- آيا احساس مي کنيد که اگر ديگران را در شاديهايتان سهيم کنيد بيشتر لذت خواهيد برد ؟ بلي خير ؟
54- آيا وقتي با مردم هستيد ، معمولا احساس تنهايي مي کنيد ؟ بلي خير ؟
55- آيا وقتي چيزي از مردم مي گيريد ، در نگهداري آن دقت مي کنيد ؟ بلي خير ؟
56- آيا از گفتن مطلبي که ديگران را ناراحت کند خودداري مي کنيد ؟ بلي خير ؟
57- آيا به آساني گريه مي کنيد ؟ بلي خير ؟
58- اگر در رستوران غذاي خوبي به شما ندهند اعتراض مي کنيد ؟ بلي خير ؟
59- ايا در مقابل جمع به سختي حرف مي زنيد ؟ بلي خير ؟
60- آيا اتفاق مي افتد که نامه اي را قبل از پست کردن ، عوض کنيد ؟ بلي خير ؟
61- آيا دوست داريد شبها تنها باشيد ؟ بلي خير ؟
62- آيا به سادگي دوستان تازه اي پيدا مي کنيد ؟ بلي خير ؟
63- اگر در رستوران غذا بخوريد ، دوست داريد فرد ديگري غذاي شما را سفارش بدهد ؟ بلي خير ؟
64- آيا در امانت گرفتن چيزي از کسي که او را خوب مي شناسيد، ترديد مي کنيد ؟ بلي خير ؟
65- اگر اشتباها به کسي سلام کنيد ناراحت مي شويد ؟ بلي خير ؟
66- آيا به سختي مي توانيد از چنگ يک فروشنده خلاص شويد ؟ بلي خير ؟
67- آيا گاه و بيگاه از شما مشورت مي خواهند ؟ بلي خير ؟
68- آيا در دنبال کردن هدفي که به آن معتقديد معمولا احساسات ديگران را نديده مي گيريد ؟ بلي خير ؟
69- آيا مي توانيد قبل از دير شدن تصميم بگيريد ؟ بلي خير ؟
70- آيا وقتي مريض هستيد دوست داريد مورد توجه دوستان قرار بگيريد ؟ بلي خير ؟
71- آيا معمولا خُلق خود را عوض مي کنيد ؟ بلي خير ؟
72- آيا معمولا در اين فکر هستيد که کمتر از ديگران نباشيد ؟ بلي خير ؟
73- آيا افکار پوچ معمولا فکر شما را مشغول مي کند ؟ بلي خير ؟
74- اگر کاري به کسي بسپاريد و به موقع انجام ندهد او را سرزنش مي کنيد ؟ بلي خير ؟
75- آيا در مبارزه يا رقابت با حريفي که خيلي قويتر از شماست مي توانيد از حداکثر توانايي خود بهره بگيريد ؟ بلي خير ؟
76- آيا تا به حال براي چند نفر سخنراني کرده ايد يا آن ها را سرگرم نموده ايد ؟ بلي خير ؟
77- آيا پيش مي آيد که از شما سوء استفاده شود ؟ بلي خير ؟
78- ايا وقتي غمگين هستيد کسي را پيدا مي کنيد که غم شما را از بين ببرد ؟ بلي خير ؟
79- آيا وقتي مطلبي را به تنهايي مطالعه مي کنيد بهتر از موقعي که با ديگران درباره آن بحث مي کنيد مي فهميد؟ بلي خير ؟
80- آيا به خودتان اطمينان داريد ؟ بلي خير ؟
81- آيا به خاطر کاري که انجام مي دهيد ، دوست داريد از شما تعريف کنند؟ بلي خير ؟
82- آيا حاضر مي شويد شانس خود را در معامله اي که عاقبت آن معلوم نيست امتحان کنيد ؟ بلي خير ؟
83- آيا خواسته هاي شما گاه و بيگاه بايد ، بر اثر تماس با افراد موفق ، تحريک شود؟ بلي خير ؟
84- آيا معمولا از مشورت کردن دوري مي کنيد؟ بلي خير ؟
85- آيا رعايت آداب و رسوم اجتماعي را يکي از جنبه هاي اصلي زندگي مي دانيد؟ بلي خير ؟
86- اگر روزي با دوستان خود دورهم باشيد، اجازه مي دهيد که فرد ديگري نوع سرگرمي ها را تعيين کند؟ بلي خير ؟
87- آيا در ميهماني ها يا در مجالس ، دوست داريد افراد شما را معرفي کنند؟ بلي خير ؟
88- اگر به يک جلسه ديرتر از موقع برسيد، دوست داريد، به جاي اين که در رديف جلو بنشينيد در عقب سرپا بايستيد؟ بلي خير ؟
89- آيا بيش از اتخاذ يک تصميم مهم ، دوست داريد نظر افراد زيادي را بدانيد ؟ بلي خير ؟
90- آيا براي کسي که شما را قدرتمند احساس مي کند سعي مي کنيد خود را قدرتمند نشان دهيد؟ بلي خير ؟
91- آيا گاهي آن قدر گيج مي شويد که نمي دانيد چکار مي کنيد ؟ بلي خير ؟
92- آيا اتفاق مي افتد که ، درباره مساله خاصي با فرد مسني که براي او احترام مي گذاري، مشاجره کنيد؟ بلي خير ؟
93- آيا به دشواري مي توانيد خودتان تصميم بگيريد؟ بلي خير ؟
94- آيا گاهي ابتکار تحرک دادن به جلسه اي را که خيلي بي روح است به دست مي گيريد؟ بلي خير ؟
95- آيا سعي مي کنيد باکسي که خبرهاي دروغ درباره شما شايع مي کند، تفاهم ايجاد کنيد؟ بلي خير ؟
96- آيا در ميهماني ها يا در مجالس ، در ملاقات با اشخاص مهم ترديد مي کنيد ؟ بلي خير ؟
97- آيا تماس با هم فکران خود ، محرک خوبي براي شماست؟ بلي خير ؟
98- ايا تماشاي تئاتر را به تماشاي رقص ترجيح مي دهيد؟ بلي خير ؟
99- آيا ميل داريد در نظرهاي سياسي ، مذهبي و اجتماعي خود قاطع باشيد ؟ بلي خير ؟
100- آيا ترجيح مي دهيد در لحظه هاي هيجان انگيز تنها باشيد ؟ بلي خير ؟
101- آيا معمولا ترجيح مي دهيد که با ديگران باشيد ؟ بلي خير ؟
102- آيا وقتي شما را تعريف مي کنند بهتر کار مي کنيد ؟ بلي خير ؟
103- آيا به دشواري با افراد ناشناس وارد صحبت مي شويد؟ بلي خير ؟
104- آيا ، بدون علت ، از شادي به غم روي مي آوريد؟ بلي خير ؟
105- آيا از چيزي که به خود شما تعلق دارد، بهتر مواظبت مي کنيد؟ بلي خير ؟
106- آيا نگران بدبختي هاي خود هستيد؟ بلي خير ؟
107- آيا معمولا سعي مي کنيد که احساسات خود را مخفي نگهداريد؟ بلي خير ؟
108- آيا مي توانيد مدت زيادي ، بدون خستگي و تشويق ، به انجام دادن کاري ادامه دهيد؟ بلي خير ؟
109- آيا از خواندن يک کتاب همان قدر لذت مي بريد که درباره آن با ديگران بحث کنيد ؟ بلي خير ؟
110- آيا عادت داريد با غم و اندوه به تنهايي و بدون کمک ديگران روبه رو شويد ؟ بلي خير ؟
111- آيا در پنج سال گذشته رسما سرپرستي يک گروه را بر عهده گرفته ايد؟ (نماينده، کاپيتان، مدير)؟ بلي خير ؟
112- آيا دوست داريد تصميمات فوري را به تنهايي اتخاذ کنيد؟ بلي خير ؟
113- آيا در گردش علمي ، وقتي هيچ کس مسير را بلد نيست، اجازه مي دهيد که فرد ديگري مسووليت هاي گروه را بر عهده بگيرد؟ بلي خير ؟
114- آيا وقتي از کوچه عبور مي کنيد خيال مي کنيد مردم به شما نگاه مي کنند؟ بلي خير ؟
115- آيا اغلب بيش از حد به هيجان مي آييد ؟ بلي خير ؟
116- آيا فردي هستيد که به انتقاد کردن از ديگران شهرت داريد ؟ بلي خير ؟
117- آيا معمولا سعي مي کنيد مسووليت هاي تازه اي بر عهده بگيريد؟ بلي خير ؟
118- آيا در ميهماني هاي تشريفاتي سعي مي کنيد در حاشيه قرار بگيريد؟ بلي خير ؟
119- اگر به شما بگويند که چگونه کارتان را انجام دهيد خيلي بدتان مي آيد ؟ بلي خير ؟
120- آيا ازدواج را يک امر اساسي در خوشبختي فعلي و اينده خود مي دانيد؟ بلي خير ؟
121- آيا دوست داريد بيشتر با دوستانتان باشيد ؟ بلي خير ؟
122- اگر افراد دور و بر شما آدم هاي بدي باشند، بازهم خوشبين باقي مي مانيد؟ بلي خير ؟
123- آيا انضباط موجب ناراحتي شما مي شود؟ بلي خير ؟
124- ايا در نظر ديگران شما نسبت به جنس مخالف بي تفاوت هستيد؟ بلي خير ؟
125- آيا اطمينان داريد بتوانيد حرفي بزنيد و بين افراد يک گروه بحث ايجاد کنيد ؟ بلي خير ؟ پرسشنامه اندازه گيري نگرش کارکنان به سازمان
در زیر تعدادی گویه درباره سازمان شما مطرح شده است ، هرکدام را که موافق هستید با علامت * مشخص کنید .
گویه ها
1- به نظر من این سازمان بهتر از سازمان های دیگر به کارکنان خود می رسد .
2- اگر مجبور می شدم کار را از اول شروع کنم ، باز هم برای این سازمان کار می کردم .
3- در این سازمان پارتی بازی وجود ندارد .
4- در این سازمان ، به شرط آن که خودمان بخواهیم ، راه نرقی وجود ندارد .
5- به پزشک سازمان به اندازه پزشک خانوادگی خود اطمینان دارم .
6- این سازمان وقتی می گوید که می خواهد نظر کارکنان را در نظر بگیرد ، واقعا راست می گوید .
7- نظام دستمزدهای این سازمان طوری است که کارگران و کارکنان وظیفه شناس را تشویق می کند.
8- در مجموع این سازمان با ما همان طور رفتار می کند که ما برای آن کار می کنیم .
9- مقررات این سازمان طوری است که حتی باید به خاطر یک خراش کوچک به پزشک مراجعه کرد .
10- پیش بینی ها هر چه باشد ، مطمئن هستم حوادثی اتفاق خواهد افتاد .
11- کارگران ، بیشتر از آن چه سازمان به آن ها می رید ، خود را وقف سازمان نمی کنند .
12- سازمان ، به کارهای خیریه بیشتر علاقه نشان می دهد .
13- رعایت مقررات ، به نحو خطرناک گسترش می یابد .
14- در این سازمان ، فکر نمی کنم که با متقاضیان شغل مودبانه رفتار شود .
15- بسیاری از توصیه های جالب، از جانب روسا نادیده گرفته می شود .
16- رئیس من ، همه پست ها را به دوستان خود می دهد .
17- سازمان به جای این که افراد شاغل را ارتقا دهد ، برای تصدی مشاغل بالا از خارج استخدام می کند .
18- در این سازمان ، برای پیشرفت ، باید با افراد خاصی رابطه برقرار کرد .
19- در بلند مدت ، این سازمان بر کارکنان سوار می شود .
20- در این سازمان ، دستمزد به نحو وحشتناکی پایین است .
21- در این سازمان، هر فرد درستکاری شکست می خورد . پرسشنامه فرسودگي شغلي مزلاچ
براي اين پرسشنامه دو نوع مقياس قابل استفاده است .
الف : مقياس فراواني : هرگز (صفر) ؛ چندبار در سال (1) ؛ يک بار در ماه (2) ؛ چند بار در ماه (3) ؛ يک بار در هفته (4) ؛ چند بار در هفته (5) ؛ و هر روز (6)
ب: مقياس شدت : هرگز (صفر) ؛ خيلي کم (1) ؛ کم (2) ؛ متوسط (3) ؛ متوسط بالا (4) ؛ زياد (5) ؛ و خيلي زياد (6)
1- احساس مي کنم کارم به لحاظ رواني توان و نيروي مرا گرفته است .
2- در پايان يک روز کاري احساس مي کنم مورد سوء استفاده قرار گرفته ام .
3- صبح روزي که بايد سرکار بروم از تصور رفتن به سر کار احساس خستگي مي کنم.
4- به آساني مي توانم احساسات دانشجويان ( دانش آموزان) را درک کنم.
5- احساس مي کنم با برخي از دانشجويان (دانش آموزان) به صورت اشيايي بدون شخصيت انساني برخورد مي کنم.
6- کار با دانشجويان (دانش آموزان) براي تمام روز واقعا برايم سخت و طاقت فرساست .
7- احساس مي کنم به راحتي مي توانم با مشکلات دانشجويان (دانش آموزان) به راحتي کنار بيايم.
8- احساس مي کنم کارم به لحاظ رواني توان و نيروي مرا گرفته است .
9- احساس مي کنم از طريق شغلم بر زندگي دانشجويان ( دانش آموزان) تاثير مثبت مي گذارم.
10- از زماني که اين شغل را انتخاب کرده ام نسبت به ديگران بي تفاوت شده ام .
11- از اين نگرانم که اين شغل مرا نسبت به مردم سنگدل کند.
12- احساس مي کنم سرشار از نيرو و انرژي هستم.
13- شغلم باعث شده که احساس بيهودگي کنم .
14- احساس مي کنم کار را به سختي انجام مي دهم.
15- واقعا برايم مهم نيست بر سر بعضي از دانشجويان (دانش آموزان) چه مي آيد.
16- سرو کار داشتن با دانشجويان ( دانش آموزان) سخت است و مرا تحت فشار رواني قرار مي دهد.
17- به آساني مي توانم محيط آرامي براي دانشجويان ( دانش آموزان) فراهم کنم .
18- پس از کار با دانشجويان (دانش آموزان) احساس نشاط و شادماني مي کنم.
19- شغلم دست آوردهاي مهم و با ارزشي برايم داشته است .
20- احساس مي کنم به آخر خط رسيده ام.
21- در حيطه شغلي خود با مشکلات عاطفي و رواني بسيار با متانت برخورد مي کنم .
22- احساس مي کنم دانشجويان (دانش آموزان) براي برخي از مشکلات مرا مقصر مي دانند. پرسشنامه سبک رهبري سالزمن (SALZMAN)
عبارات زير، جنبه هاي مختلف رفتار رهبر را نشان مي دهد. در زير گزينه اي را که بيانگررفتار شما به عنوان يک رهبر است، انتخاب نماييد.
1= هرگز ... 2= به ندرت ...3= گاهي اوقات ... 4= غالبا ... 5= هميشه
1. من به عنوان سخنگوي گروه عمل مي کنم..
2. من کارکنان را به اضافه کاري تشويق مي کنم.
3. من به افراد تحت نظارت خود آزادي عمل در انجام دادن کار مي دهم.
4. من افراد را تشويق مي کنم تا از رويه هاي ثابت و واحدي استفاده کنند.
5. من به افراد تحت نظارتم، اجازه مي دهم که در حل مساله ، از قضاوت فردي خود استفاده کنند.
6. من به افراد تحت نظارتم تاکيد مي کنم که از گروه هاي رقيب پيشي بگيرند.
7. من به عنوان نماينده گروه صحبت مي کنم.
8. من کارکنان را به تلاش بيشتر ترغيب مي کنم.
9. من تلاش مي کنم افکار و انديشه هاي خود را در گروه مطرح نمايم.
10. من به افراد تحت نظارتم آزادي مي دهم تا کارشان را به گونه اي که فکر مي کنند، بهتر است؛ انجام دهند.
11. من براي ارتقا يافتن در سازمان، به سختي کار مي کنم.
12. من ابهامات و به تعويق افتادن کارها و نامشخص بودن وضعيت را تحمل مي کنم.
13. اگر در محل کار ما ميهماني نيز حضور داشته باشد، با اين حال من براي اعضاي گروه گروه صحبت مي کنم و نظراتم را ابراز مي دارم.
14. من کارها را يک گام سريعتر انجام مي دهم.
15. من افراد را در چرخش شغلي آزاد مي گذارم و اجازه مي دهم آنها در مشاغل مختلف گردش کنند.
16. وقتي در گروه تنش ايجاد مي شود، آن را فرو مي نشانم.
17. وقتي اطلاعات به صورت تفصيلي و جزيي است، من در جزئيات گرفتار مي شوم و سر در گم مي شوم.
18. در جلسات و ملاقات هايي که در خارج از سازمان دارم، گروه را معرفي مي کنم.
19. من از دادن آزادي عمل به اعضا اکراه دارم.
20. من خودم تصميم مي گيرم که چه چيزي بايد انجام شود و چگونه بايد انجام گيرد.
21. من براي افزايش توليد و خدمت ، افراد را تحت فشار قرار مي دهم.
22. من به افراد تفويض اختيار مي نمايم.
23. کارها معمولا همان طور که پيش بيني کرده ان، انجام مي گيرند.
24. به افرادگروه اجازه مي دهم که از ابتکار فردي در کار، استفاده کنند.
25. انجام دادن وظايف خاصي را به اعضاي گروه محول مي کنم.
26. من براي ايجاد تغييرات تمايل دارم.
27. از اعضاي گروه مي خواهم که سخت تر کار کنند.
28. من اعتماد و اطمينان دارم که افراد تحت نظارتم به درستي قضاوت مي کنند.
29. من برنامه کاري را که مي بايستي انجام شود، برنامه ريزي مي کنم.
30. من از تشريح کردن اقداماتم امتناع مي ورزم.
31. افراد را توجيه مي کنم که افکار و انديشه هايم به صلاح آنهاست.
32. به افراد گروه براي تعيين سرعت و مراحل کار مربوط به خودشان، آزادي عمل مي دهم.
33. اصرار دارم که افراد گروه رکوردهاي قبلي خود را بشکنند.
34. من بدون مشورت با گروه عمل مي کنم.
35. از اعضاي گروه مي خواهم که استانداردهاي قانوني و مقررات را رعايت کنند. پرسشنامه جو سازماني نوآورانه
اين پرسشنامه شامل 24 جمله توصيفي در مورد سازمان شما است. لطفا توجه به مقياس زير، نظر خود را اعلام نماييد.
1= کاملا مخالف ... 2= مخالف ...3= متوسط ... 4= موافق ... 5= کاملا موافق
1. در اين سازمان خلاقيت تشويق مي شود.
2. توانايي کارکنان در انجام دادن کارها به شکل خلاقانه از سوي مديران مورد توجه قرار مي گيرد.
3. در اين سازمان به کارکنان اجازه مي دهند تا مشکلات مشابه و يکساني را به روش هاي متفاوت حل و فصل نمايند.
4. وظيفه اصلي کارکنان اين سازمان اين است که از دستورها و فرامين رده هاي بالاي سازمان تبعيت کنند.
5. در اين سازمان اگر يکي از کارکنان بخواهد متفاوت از ديگران عمل کند با مشکل مواجه مي شود.
6. اين سازمان را مي توان به عنوان سازماني انعطاف پذير و هماهنگ با تغييرات روز توصيف کرد.
7. در اين سازمان فردي نمي تواند بدون برانگيختن خشم ديگران کارهايي را انجام دهد که با اطرافيانش تفاوت زيادي داشته باشد.
8. بهترين روش براي پيشرفت در اين سازمان فکر کردن و عمل کردن مطابق با انتظارات و خواست هاي سازمان است.
9. در اين سازمان از کارکنان انتظار مي رود که با مشکلات به شيوه يکساني مواجه شوند.
10. اين سازمان تغيير و تحول را با آغوش باز مي پذيرد.
11. مسئولان و مديران اين سازمان به حقوق کارکنان احترام مي گذارند.
12. در اين سازمان ما از روش هاي تجربه شده و ثابت تبعيت مي کنيم.
13. در اين سازمان بيشتر بر وضعيت موجود تاکيد مي شود تا ايجاد تغيير و تحول.
14. در اين سازمان کارکنان براي ايجاد انديشه هاي جديد، مساعدت و کمک هاي خود را در اسرع وقت در اختيار افراد خلاق و نوآور قرار مي دهند.
15. در اين سازمان منابع و امکانات کافي براي خلاقيت و ابتکار اختصاص داده شده است.
16. توانايي کارکنان در انجام دادن کارها به شکل خلاقانه از سوي مديران مورد توجه قرار مي گيرد.
17. در اين سازمان زمان کافي براي پي گيري انديشه هاي خلاق وجود دارد.
18. نبودن امکانات مالي براي پي گيري براي پي گيري انديشه هاي خلاق يک مشکل عمده در اين سازمان است.
19. در اين سازمان کمبود منابع انساني مانع بروز خلاقيت و ابتکار است.
20. اين سازمان وقت آزاد و کافي در اختيار من قرار مي دهد تا انديشه هاي خلاق خود را در طول روز پي گيري کنم.
21. در اين سازمان نظام پاداش دهي به صورتي است که خلاقيت و ابتکار را مورد تشويق قرار دهد.
22. اين سازمان عموما افراد خلاق را شناسايي مي کند.
23. در اين سازمان نظام پاداش دهي به سود کساني تمام مي شودکه به کار جديد نمي پردازند.
24. اين سازمان جو مناسبي را براي پرورش خلاقيت فراهم مي آورد. پرسشنامه عملکرد شغلي (پاترسون)
اين پرسشنامه شامل 15 جمله توصيفي است. نظر خود را با توجه به مقياس زير مشخص نماييد.
1= به ندرت ... 2= اغلب ...3= گاهي ... 4= هميشه
1. انضباط و مقررات اداري را رعايت مي کنم.
2. نسبت به کاري که قبول کرده ام، احساس مسئوليت مي نمايم و خود را مسئول عواقب آن مي دانم.
3. بدون نظارت مافوق صادقانه کار مي کنم.
4. نسبت به کارم دلسوز هستم و سعي مي نمايم که آن را با کيفيت مطلوب ارائه دهم.
5. کاري را که بر عهده گرفته ام، براي حصول نتيجه و دلگرمي پي گيري مي کنم.
6. در کارم جدي هستم، ارزش آن را حفظ مي کنم و در رفع مشکلات کاري مي کوشم.
7. با مراجعان و متقاضيان با احترام رفتار مي کنم و در رفع مشکلات آنان مي کوشم.
8. در مواقعي که فوريتي پيش آيد و يا مسائل انساني مطرح شود، از خود فداکاري و ايثار نشان مي دهم.
9. در افزايش معلومات شغلي خود مي کوشم.
10. اشتباهات خود را مي پذيرم.
11. در حفظ اسرار شغلي خود کوشش مي کنم.
12. رعايت حال همکاران خود را نموده و به حقوق انها احترام مي گذارم و نسبت به آنها حس همکاري دارم.
13. سعي مي کنم اطلاعات شغلي خودم را به ديگران منتقل کنم.
14. از اتلاف وقت و انجام دادن کارهاي بيهوده خودداري مي کنم.
15. از وسايل کار مواظبت نموده و در مصرف آنها صرفه جويي مي کنم. هوش هيجاني
تراويس .براد بري و جين . گريوز
Emotional Intelligence : by Brad berry & Greaves
ارزيابي واقعي و دقيق مهارتهاي هوش هيجاني به اراده شما براي پاسخ دهي دقيق و صادقانه وابسته است . براي اين کار بايد عميقا فکر کنيد که در وضعيت هاي مختلف چگونه رفتار مي کنيد. توجه کنيد: وضعيت هاي مختلف نه در وضعيت هايي که به خوبي از عهده آن ها بر مي آييد.
الف. ابتدا از طرز تفکر و رفتار خود در وضعيت هاي مختلف، در ذهنتان تصويري واضح و شفاف ايجاد کنيد.
ب. بعد، صادقانه بگويي که هر چند وقت يکبار يا با چه فراواني رفتار ذکر شده در سؤال را انجام مي دهيد.
براي هر يک از عبارات زير، بر اساس تعداد دفعاتي که برايتان پيش مي آيد ئر خانه مربوط به آن علامت ضربدر بزنيد.
هرگز
بندرت
گاهی
معمولا
تقریبا
همیشه
همیشه
1) به توانایی های خود اعتماد دارید.
2) ناتوانایی ها و نارسایی های خود را می پذیرید.
3) هیجان های خود را، هنگامی که پیش می آیند، درک می کنید.
4) تاثیر رفتار خود در دیگران را متوجه می شوید.
5) تاثیر دیگران درحالت هیجانی خود را درک می کنید.
6) خودتان در شرایط سختی که با آن ها روبرو می شوید، نقش دارید.
7) می توان روی شما حساب کرد.
8) با استرس، خوب کنار می آیید.
9) تغییر را زود می پذیرید.
10)دلسردی را بدون ناراحتی تحمل می کنید.
11)قبل از تصمیم گیری، راه حل های مختلف را در نظر می گیرید.
12)سعی می کنید از هر وضعیتی ، چه خوب و چه بد، حداکثر استفاده را ببرید.
13)در برابر میل به حرف زدن یا عمل کردن، هنگامی که باعث بد تر شدن اوضاع می شود، مقاومت می کنید.
14)وقتی ناراحت می شوید، کارهایی را انجام می دهید که بعدا پشیمانی می آورند.
15)وقتی از چیزی ناراحت هستید، دیگران را از خود می رنجانید.
16)انتقاد را می پذیرید.
17)احساسات دیگران را درک می کنید.
18)به سرعت جو حاکم بر اتاق را متوجه می شوید.
19)منظور طرف مقابل را واقعا متوجه می شوید.
20)در بین جمع و در کارهای اجتماعی گوشه نشین و ساکت هستید.
21)در وضعیت های دشوار مستقیما با دیگران رو در رو می شوید.
22)با دیگران به خوبی کنار می آیید.
23)به طور واضح و موثر با دیگران ارتباط برقرار می کنید.
24)به دیگران نشان می دهید که آنچه احساس می کنید برایتان مهم است.
25)به طور موثر تعارض و مشکل را حل می کنید.
26)برای کنترل موثر تعامل ها ، به احساسات طرف مقابل توجه نشان می دهید.
27)برای بهتر کنار آمدن با دیگران، درباره آنها اطلاعات بیشتری به دست می آورید.
28)منظور یا احساس خود را به دیگران توضیح می دهید

نمونه پروپوزال و پایان نامه

 

نحوه نوشتن پروپوزال:

الف- عنوان موضوع پژوهش: بصورت يک جمله واضح و روشن عبارت موضوع پژوهش در ابتدا بيان مي شود که البته متغيرهاي اصلي پژوهش در جمله عنوان موضوع بکار گرفته مي شود.
ب- نوع پژوهش که از نظر هدف (کاربردي يا بنيادي) و از نظر ماهيت و روش در ابتداي طرح تحقيق آورده مي شود.
پس از بيان دو مورد فوق موارد زير براي تشريح اجزاي طرح تحقيق آورده مي شود:

1- بيان مسئله و موضوع تحقيق

هر تحقيق علمي با طرح سوال يا مساله اي آغاز مي شود که تحقيق براي پاسخگويي به آن انجام مي گيرد؛ مسئله و موضوع تحقيق عبارت است از شرايطي که وجود دارد و در ذهن پژوهشگر ايجاد سئوال مي کند و پژوهشگر را بر مي انگيزد که در آن کندوکاو کند. اين مسئله، مشکل احساس شده اي است که محقق به حل آن علاقه مند است و مي خواهد راه حل آن را بيابد. هنگامي که محقق چنين احساسي پيدا مي کند مي توان گفت که او موضوع و مسئله تحقيق خويش را انتخاب کرده است. اما احتمالاً از بيان آن به گونه اي که ديگران نيز آن را ادراک کنند، عاجز است.
معمولاً مسئله و موضوع تحقيق به صورت سئوالي بيان نمي شود، بلکه به صورت يک جملة کامل مثبت، دقيق و صريح مطرح مي گردد. به سخن ديگر، مسئله و موضوع پژوهش بايستي به گونه اي تنظيم و بيان شود که به طور عملي قابل بررسي و تحقيق باشد. انتخاب کلمات بايد با دقت و با توجه به مسئله و موضوع انتخابي باشد؛ به گونه اي که کلمات دقيقاً معناي مورد نظر را برسانند و از لحاظ پژوهش قابل بررسي عملي و علمي باشند.
محقق بايد در بيان يا تعريف مساله به تشريح اين موارد بپردازد: معرفي دقيق مساله، معرفي جنبه هاي مجهول و مبهم، معرفي متغيرهاي مربوط همراه با مدل نظري معرف روابط بين متغيرها، تعاريف عملياتي، منظور و مقصود تحقيق و سرانجام تشريح دقيق ابعاد و حدود مساله تحقيق و تميز آن نسبت به مسائل ديگر. بيان مسئله بايستي به نحوي باشد که چگونگي بررسي متغير يا متغيرها، مکان و دامنه و وسعت پژوهش را روشن کند.

2- اهميت و ضرورت موضوع پژوهش

اهميت و ضرورت موضوع پژوهش عبارت است از مجموع اطلاعاتي که مشخص مي کند نتايج اين تحقيق، تا چه حد بر اي محقق و نيز تا چه حد براي ديگران مفيد و مثمر مي باشد. به عبارت ديگر، نتايج اين تحقيق منشأ چه دستاوردها و آگاهي هاي جديدي است؟؛ به هنگام نوشتن اهميت و ضرورت موضوع پژوهش توجه داشته باشيد که اولاً، مشخص کنيد که اين پژوهش چه موردي را براي ديگران روشن خواهد کرد و يا در چه موردي اطلاعات جديدي در اختيار ديگران خواهد گذاشت. ثانياً، نتايج حاصل از اين پژوهش در کجا و کدام قسمت و چگونه مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
در اين زمينه بايد معلوم شود که نتايج حاصل از اين پژوهش چگونه در قسمت هاي مختلف آموزش، خدمات و مديريت حرفة موردنظر و يا گسترش علم به طور اعم تأثير خواهد گذاشت.

3- زمينه و تاريخچة مختصري از موضوع پژوهش

در اين قسمت توضيح داده مي شود که چرا مسئله انتخاب شده، يک مسئله عمدة حرفه اي و يا اجتماعي بوده و نياز به تحقيق دارد. به سخن ديگر، اهميت مسئلة پژوهش، مسئله و موضوعي است که بايد مورد تحقيق قرار گيرد، جواب مي دهد. بيان تاريخچة مختصري از موضوع مورد تحقيق معلوم مي دارد که اين موضوع، از چه زماني و به چه ترتيبي در جامعه به صورت مسئله درآمده و چه تحولي در جامعه داشته است. در هنگام توجيه لزوم انجام پژوهش، از تجربيات و مشاهدات شخصي پژوهشگر، از مدارک و دلايل آماري، از نتايج مطالعات انجام شده در گذشته و نوشته هاي علمي موجود، استفاده مي شود و تمام ابعاد و جوانب مسئله مورد نظر قرار مي گيرد.
به بياني ديگر در قسمت زمينه و تاريخچة مختصر موضوع پژوهش، پژوهشگر بايستي پاسخگو و روشنگر نکات عمدة زير باشد:
1-نياز به پژوهش اين موضوع خاص (در اقتصاد، علوم اجتماعي، مديريت و...)
2-مناسب بودن مسئلة پژوهش و اهميت آن (در اقتصاد، علوم اجتماعي، مديريت و...)
3-فراواني و پراکندگي مسئله در جامعه
4-مسايل و مشکلاتي که بر اثر وجود اين مسئله در جامعه، ناشي شده اند.

4- اهداف تحقيق

در تحقيق اهداف به دو صورت کلي و ويژه مطرح مي شود.
اهداف کلي
هدف کلي عبارت از منظور و مقصود نهايي از انجام پژوهش است. هدف کلي مستقيماً از مسئلة پژوهش مشتق مي شود؛ در واقع يکي از اهداف کلي، خود موضوع تحقيق است که معلوم مي دارد پژوهش چه چيز را دنبال مي کند و يا قصد تعيين آن را دارد. همچنين هدف کلي ديگر، معمولاً پيشنهاد هايي است که براساس يافته ها ارايه مي شوند.
اهداف ويژه
اهداف ويژه تحقيق که اصولاً از مسئلة پژوهش و اهداف کلي نشأت مي گيرند را مي توان «خرده مسئلة پژوهش» نيز ناميد. محقق با بيان اين اهداف دقيقاً تصريح مي کند که در اين تحقيق چه انجام مي شود و چه انجام نمي شود.
هر پژوهش مي تواند چندين هدف ويژه داشته باشد و از آنجا که تمامي مراحل و ريزه کاريهاي تحقيق بايستي به صورت بيانيه هاي مجزا و مشخص و با کلمات دقيق، که مشخصاً قابل آزمودن و بررسي است، نوشته شود؛ لذا اهداف ويژه نيز بايد به صورتي بيان شود که در آن متغير يا عامل مورد مطالعه، چگونگي انجام پژوهش، زمان، مکان، واحد و نمونة مورد پژوهش کاملاً مشخص باشد؛ به طوري که محقق بتواند آنها را در معرض آزمايش و آزمون بگذارد.
مي توان ادعا کرد که اهداف ويژة پژوهش، راهنمايي براي تهيه و تدوين ابزار گردآوري اطلاعات است. بنابراين ضروري است اهداف ويژه به نحوي بيان شوند که بر علمي بودن نتايج پژوهش تأکيد داشته باشند و چارچوبي مناسب، براي تجزيه و تحليل آماري ارايه دهند.

5- متغيرها

به طور کلي، متغيرها آن شرايط يا خصوصياتي هستند که پژوهشگر آنها را دستکاري، کنترل يا مشاهده مي کند. به سخن ديگر، متغير عبارت از ويژگي، صفت يا عاملي است که بين افراد جامعه مشترک بوده و مي تواند مقادير کمي و ارزشهاي متفاوتي داشته باشد.
متغير مستقل يا تأثيرگذار
اين متغير در تغييرات خود مستقل مي باشد و به عامل ديگري در پژوهش وابسته نيست. در واقع متغيرهاي مستقل آن دسته از شرايط يا خصوصياتي است که پژوهشگر، در کاوش تحقيقي خود آنها را دستکاري و کنترل مي کند تا رابطة علّي آنها را با متغير ديگري در موقعيتي ويژه مشاهده و بررسي نمايد.
متغير وابسته يا تأثيرپذير
شرايط يا ويژگيهايي است که چون پژوهشگر، متغير مستقل را در فعاليتهاي حوزة تحقيق، وارد يا خارج مي کند و يا آن را تغيير مي دهد، ظاهر يا محو شود و يا تغيير کند. به عبارت ديگر، متغير وابسته نتيجة اعمال و تغييرات متغير مستقل است و نمي تواند به خودي خود وجود داشته باشد. در تحقيقات، محقق به اندازه گيري و مشاهدة اين تغييرات وابسته مبادرت مي کند و گاهي آن را «معيار يا شاخص سنجش» نيز مي نامند.
متغيرهاي نامربوط يا ناخواسته
متغيرهاي ناخواسته و يا مزاحم به آن دست از متغيرهايي اطلاق مي شود که غير از متغيرهاي مستقل و وابسته بوده و يا مورد نظر پژوهشگر نمي باشند و يا محقق از کنترل آنها عاجز است ولي بر نتيجة پژوهش تأثير دارند. لذا، براي اينکه محقق بتواند فرض پژوهش خود را به طور معتبري آزمون کند و يا پاسخ هاي قابل اطمينان براي سئوالات پژوهش فراهم نمايد، لازم است اين متغيرها را تا حد امکان کنترل کند و يا حداقل به شناسايي آنها مبادرت نمايد.

6- فرضيه يا فرضيه هاي تحقيق

فرضيه يک بيانية ظنّي و حدسي و مبتني بر دانش و آگاهي هاي گذشتة محقق مي باشد که در محک آزمايش عملي سنجيده مي شود. معمولاً وقتي فرد در مقابل مشکلي قرار مي گيرد سعي مي کند ريشة مشکل را حدس بزند و بگويد راه حل آن کدام است؟ به عبارت ديگر؛ فرضيه حدسي است علمي و عقلاني دربارة چگونگي روابط بين دو يا چند متغير.
به زباني ساده مي توان گفت که وقتي ما فرضيه را بيان مي کنيم در حقيقت مي گوييم: «اگر چنين و چنين رخ دهد، چنان و چنان نتيجه خواهد شد». بنابراين اگر درست توجه شود، ملاحظه مي گردد که فرضيه در واقع، ويژه ترين حالت نظريه است؛ زيرا نظريه مجموعه اي از فرض هاست و ريشة اين دو در سابقة ذهني و در تجارب گذشتة محقق است و تنها تفاوت فاحش آنها، خاص بودن فرضيه و کلي بودن نظريه مي باشد.
هنگام بيان فرضيه در حقيقت محقق حدس علمي مي زند که چنانچه با يکي از متغيرها چنين بازي شود و يا در آن چنين دخل و تصرفي به عمل آيد و يا اين چنين دستکاري گردد، چنان نتيجه اي عايد خواهد شد. روابط بين متغيرها در فرضيه هاي معمولاً به صورت هاي زير انجام مي شود:
1-بررسي ميزان تفاوت اثر
2-بررسي ميزان رابطة همبستگي و جهت آن.
3-بررسي ميزان رابطة علت و معلولي (اثر علّي).

7- سئوال هاي ويژة تحقيق

همان گونه که اشاره شد، فرضيه هاي تحقيق بايد مورد آزمايش قرار گيرند و نهايتاً گفته شود که فرضيه مورد قبول است يا نه. احتمالاً در برخي از پژوهش ها طرح فرضيه ها به گونه اي که بتوان از طريق آزمون هاي آماري پذيرش و يا رد آنها را آزمود مقدور نيست؛ لذا در اين گونه موارد فرضيه هاي تحقيق به صورت سئوال نوشته مي شود و محقق در پايان تحقيق بايستي قادر باشد به اين سئوالات پاسخ دهد. اين سئوالات را سئوال هاي ويژة پژوهش مي خوانند و در پايان نامه ها و گزارش هاي تحقيق تحت عنوان سئوال هاي ويژة پژوهش مطرح مي گردند.
چنانچه پژوهشي تنها داراي يک متغير باشد و پژوهشگر فقط قصد توصيف چگونگي وضع آن متغير را داشته باشد بهتر است که محقق به جاي بيان فرضيه هاي تحقيق، سئوال هايي براي اين نوع پژوهش مطرح کند. اين سئوال ها معمولاً از اهداف پژوهش مشتق مي گردند و در جريان تحقيق به معرض آزمايش گذاشته مي شوند و در واقع نتيجة پژوهش، بايستي به اين سئوال ها پاسخ دهد
.

8- جامعه و نمونة آماري پژوهش

جامعة آماري پژوهش عبارت است از مجموعه اي از افراد يا اشيا که داراي ويژگي هاي همگون و قابل اندازه گيري مي باشند. نمونة پژوهش از اين چنين جامعه اي اخذ مي گردد و نتيجة پژوهش به آن جامعه تعميم داده مي شود. نمونة پژوهش عبارت است از يک گروه منتخب از جامعة پژوهش که بايد داراي خصوصيات و صفات جامعة پژوهش باشد تا بتوان پژوهش را به آن تعميم داد. نمونة پژوهش بايد معرف مشخصات و ويژگي هايي که در موضوع پژوهش داراي اهميت است، باشد. هنگام گزينش نمونه بايد به نکات زير توجه نمود:
الف- تعداد يا حجم نمونه: در طرح تحقيق نحوه تعيين حجم نمونه بايد توضيح داده شود. تعداد افراد يا اشيايي که به عنوان نمونة تحقيق در پژوهش شرکت داده مي شوند، بايد مشخص شود. اين تعداد يا به صورت عددي مشخص مي گردد (براي مثال، 60 دانشجوي مديريت)؛ يا با کلماتي مانند: کليه، سه چهارم و غيره. براي مثال، کلية دانشجويان علوم تربيتي دانشگاه تربيت معلم. در تعيين حجم و يا اندازة نمونه، عوامل گوناگوني دخالت دارند که عبارتند از:
اهداف تحقيق، روش تحقيق و روش هاي آماري وابسته به آن، امکانات مالي و زماني محقق، حجم جامعة، نحوة کنترل متغيرهاي ناخواسته، ميزان تأثيرپذيري متغير وابسته از متغير مستقل، درصد خطاپذيري در نتايج، ميزان همگوني متغيرها و عوامل مورد مطالعه در جامعه و ميزان روايي و پاياني ابزار گردآوري داده ها.
ب- روش نمونه گيري: براي انتخاب نمونة تحقيق، روش هاي مختلفي توسط صاحب نظران ارايه شده است که در کتاب هاي روش تحقيق توضيح آنها آمده است و در درس روش هاي تحقيق نيز در مورد آنها بحث مي شود. از آن جمله مي توان نمونه گيري تصادفي ساده، تصادفي با استفاده از جداول اعداد تصادفي، تصادفي طبقه اي و تصادفي ناحيه اي يا خوشه اي را نام برد.

9- قلمرو پژوهش

الف- قلمرو موضوعي: در طرح تحقيق حيطه موضوعي موضوع و مساله پژوهش بايد بطور کلي و همچنين بطور خاص و جزئي بيان شود.
ب- قلمرو مکاني: محيط پژوهش مکاني است که تحقيق در آن انجام مي شود. محيط پژوهش بايستي به دقت توصيف شود و معلوم گردد که پژوهش در چه مکاني صورت مي گيرد. در ثوصيف محيط پژوهش و ويژگي هاي آن بايد دليل انتخاب آن محيط براي انجام پژوهش مورد نظر را توضيح داد و استدلال نمود که چرا محيط انتخابي، محيط مناسبي براي انجام اين پژوهش است.
ج- قلمرو زماني: با توجه به انجام پژوهش در دامنه زماني خاصي و اهميت زمان در جمع آوري داده ها و همچنين ارائه يافته هاي پژوهش در طرح تحقيق قلمرو زماني به شکلي واضح و روشن مورد توجه و اشاره قرار مي گيرد.

10- روش گردآوري داده ها

براي جمع آوري داده هاي مورد نياز يک پژوهش به روش ها و راههاي مختلف عمل مي شود. ابزار گردآوري داده ها وسيله اي است که به پژوهشگر کمک مي کند تا داده هاي لازم را جمع آوري و ثبت نمايد. رايج ترين ابزار گردآوري داده ها، پرسش نامه ها، برگة مشاهده، برگة مصاحبه و فيش ثبت مطالعات و اطلاعات مي باشد. پژوهشگر برحسب روش تحقيق مورد نظر خود و نوع داده هايي که قصد جمع آوري آنها را دارد، تصميم مي گيرد که از چه ابزاري براي گردآوري داده هاي خود استفاده کند. براي اطمينان از مناسب بودن ابزار گردآوري داده ها، لازم است اين ابزار مشخصات و ويژگي هاي معيني را دارا باشد و محقق نکات زير را در مورد آنها مد توجه قرار دهد:
1-پژوهشگر مي تواند از ابزار گردآوري داده هاي موجود که قبلاً توسط ديگران تهيه و تنظيم شده است، استفاده کند و يا خود به توليد ابزاري مناسب مبادرت نمايد.
2-در هر صورت ميزان ضرايب روايي و پاياني ابزار گردآوري داده ها بايد معين و مشخص بوده و اين ضرايب نيز به لحاظ مفاهيم آماري قابل قبول باشد.
3-چنانچه پژوهشگر از ابزار گردآوري داده هاي تنظيم شده توسط ديگران استفاده مي کند بايد مطمئن باشد که محتواي آن با فرهنگ و روحيات مردم جامعة مورد تحقيق مناسب است.
4-در صورتي که در محتواي ابزار گردآوري داده ها تغيير داده شود بايد روايي و پاياني آن مجدداً تعيين شود.
5-حساسيت ابزار گردآوري داده ها نيز بايستي مورد توجه قرار گيرد. به عبارت ديگر، طبقه بندي داده ها و يا طبقه بندي جواب هاي سئوالات و يا واحد و مقياس اندازه گيري داده ها بايد آنقدر دقيق باشد که بتواند تفاوت هاي کوچک بين واحدهاي مورد پژوهش را معلوم دارد.
6-چگونگي استفاده از ابزار مورد نظر براي گردآوري داده هاي تحقيق بايد معلوم و مشخص باشد. به عبارت ديگر، بايد مشخص شود که محقق چگونه، درچه موقعيتي، در چه محيطي، در چه زماني، از چه کساني و توسط چه فردي از اين وسيله براي جمع آوري داده هاي مورد نياز استفاده خواهد کرد. در واقع محقق با در نظر گرفتن متغيرهاي مطرح شده در مسئله و موضوع تحقيق و نيز به لحاظ روش انجام پژوهش خويش، بخوبي و وضوح اقدامات ضروري جهت جمع آوري داده هاي مورد نياز و نيز ترتيب آنها را توصيف مي کند.

11- روش تجزيه و تحليل داده ها

اطلاعاتي که با استفاده از ابزار گردآوري داده ها به دست مي آيد، احتمالاً واقعيت و يا انعکاسي از واقعيت است. براي مثال، وقتي سن افراد سئوال مي شود داده هاي واقعي به دست مي آيد؛ اما اگر از کسي در مورد حادثه اي که شاهد آن بوده است، سئوال شود انعکاسي از واقعيت حاصل مي گردد. در پژوهش معمولاً از هر دو نوع داده ها استفاده مي شود. به همين دليل در تجزيه و تحليل و سپس تفسير داده هاي کسب شده نمي توان با قاطعيت اذعان داشت که داده هاي به دست آمده چيزي يا امري را ثابت مي کند. بلکه مي توان گفت: «داده هاي به دست آمده چنين نشان مي دهند»، «اين طور به نظر مي رسد»، «امکان دارد»، «پيشنهاد مي کند»، «مي توان حدس زد و احتمال داد که»... و غيره.
براي اينکه پژوهشگر بتواند داده هاي پژوهش را تجزيه و تحليل و سپس تفسير کند، بايد از روشهاي آماري استفاده نمايد. لذا، پژوهشگر براي انتخاب روش آماري مناسب، جهت تجزيه و تحليل داده هاي جمع آوري شده، لازم است:
اولاً، شناخت کافي از داده هاي تحقيق اخير داشته باشد، يا به عبارت ديگر ويژگي هاي داده هاي خود را بداند.
ثانياً، از روش هاي آماري که در پژوهش هاي علوم انساني مورد استفاده قرار مي گيرند اطلاع کافي داشته باشد.
اين روش ها، اجمالاً دو نوع هستند؛ يکي آمار توصيفي و ديگري آمار استنباطي. آمار توصيفي شرايط موجود را توصيف مي کند. بدين ترتيب که محقق از طريق به دست آوردن فراواني، اندازه هاي گرايش به مرکز، شاخص هاي پراکندگي، رسم نمودار و غيره، متغيرهاي مورد مطالعه را توصيف مي کند. در حالي که، محقق با استفاده از روش هاي آمار استنباطي، عملکرد يا ارتباط بين دو يا چند متغير و يا رابطة علت و معلولي آنها را مورد بررسي قرار مي دهد و يا پيش بيني مي کند.
به عبارت ديگر، محقق به کمک آمار استنباطي، نه فقط به آنچه که هست پي ميبرد بلکه در مي يابد که در صورت تغيير يک متغير، در متغير ديگر چه اتفاقي خواهد افتاد. همچنين براساس داده هاي جمع آوري شده دربارة يک گروه کوچک، استنتاج ها و تعميم هايي دربارة گروه هاي مشابه و يا بزرگتر به عمل مي آورد.

12- محدوديت هاي پژوهش

در هر پژوهشي متغيرهاي ناخواسته و مزاحم ديگري نيز وجود دارند که نوعي از محدوديت ها را در پژوهش به وجود مي آورند؛ بدين معني که کنترل برخي از متغيرهاي ناخواسته و مزاحم در اختيار پژوهشگر نيست. لذا، اين متغيرها نيز بايد مشخص شوند و پژوهشگر آگاهي خود را از تأثير اين متغيرها بر نتايج تحقيق نشان دهد. اين متغيرها و چگونگي تأثير آنها بر نتايج پژوهش در قسمت «محدوديت هاي خارج از کنترل پژوهشگر» ذکر مي گردد.
بنابراين، ملاحظه مي گردد که محدوديت هاي هر موضوع پژوهش دو نوع (قابل کنترل و غير قابل کنترل) هستند و در قسمت محدوديت هاي موضوع پژوهش تحت دو عنوان جداگانه آورده مي شوند. بايد به خاطر داشت، همان گونه که براي نوشتن مسئله و موضوع، اهداف، فرضيه ها و سئوالهاي ويژة پژوهش، معيارهاي مشخصي وجود دارد، محدوديت هاي موضوع پژوهش نيز بايد به صورت مناسبي نوشته شوند. به عبارت ديگر، در نوشتن محدوديت ها نيز لازم است نکاتي مراعات شود. اين نکات عبارتند از:
1-محدوديت هاي پژوهشي بايد به صورت جمله هاي کامل نوشته شود.
2-محدوديت ها بايد به روشني و وضوح معلوم باشد.
3-لازم است مشخص شود که چرا و چگونه اين متغير بر نمونة پژوهش، گردآوري داده ها و يا نتايج يافته ها تأثير مي گذارد (در اينجا بسيار مناسب است که از نوشته هاي ديگران براي حمايت از گفته هاي خود استفاده کرد و جمله را به صورت مستند بيان نمود).
4- پژوهشگران بايد تا حد امکان و به طور منطقي متغيرهاي ناخواسته را تحت نظر بگيرند و يا آنها را کنترل کنند و به اصطلاح براي خود محدوديت قايل شوند. در صورتي که اين عمل، مسئله و موضوع پژوهش را به طور غيرمنطقي محدود کند و يا پژوهشگر نتواند يا نخواهد متغير ناخواسته و مزاحمي را کنترل کند، لازم است آن را در قسمت محدوديت هاي خارج از کنترل مرقوم دارد.
5-در مواردي که متغير ناخواسته به طور کامل قابل کنترل نباشد و تنها بتوان آنها را به طور نسبي کنترل کرد، نيز لازم است در قسمت «محدوديت هاي خارج از کنترل پژوهشگر» ذکر گردد. در اين حالت بايد قيد شود که اين متغير به طور نسبي قابل کنترل است و نيز اين کنترل نسبي چگونه اعمال مي شود.

13- تعريف واژه ها واصطلاحات

اگر به مسئله و موضوع پژوهش انتخابي خود دقت کنيد، متوجه خواهيد شد که مسئله و موضوع شما داراي تعدادي واژه و اصطلاح است. از آنجا که بسياري از واژه ها و اصطلاحات، معاني گوناگوني دارند، محقق در کاربرد آنها در تحقيق خود ناگزير به تعريف آنهاست. زيرا، ممکن است در بعضي موارد واژه يا اصطلاح ويژه اي مفهومي را به خواننده عرضه کند که اصولاً مورد توجه محقق نباشد، يا احتمالاً واژه و اصطلاح خاصي براي خواننده، بيگانه و نامفهوم باشد. بنابراين و با توجه به لزوم گويايي و ساده نويسي گزارشات تحقيقي، محقق موظف است:
اولاً،اين گونه واژه ها و اصطلاحات را در طرح تحقيق خود هم به لحاظ نظري[6] (تعريف مفهومي) و نيز از حيث عملي[7] (تعريف عملياتي) تعريف کند.
ثانياً، در حد امکان از واژ ها و اصطلاحات يکسان، در بيان هر قسمت از تحقيق استفاده نمايد تا در کلية مراحل تحقيق منظور او از به کار بردن واژه و اصطلاحي خاص براي خواننده مشخص و زوشن باشد.
ثالثاً، اگر در بيان اهداف، فرض ها يا سئوال هاي ويژه و نيز در ساير قسمت هاي تحقيق ناچار به استفاده از واژه ها و اصطلاحات جديدي است، تعريف آنها را نيز بايد در قسمت تعريف واژه ها و اصطلاحات بياورد.
هدف از تعريف نظري واژه ها و اصطلاحات آن است که پژوهشگر يک مفهوم و واژه را به وسيلة مفاهيم ديگر تعريف کند. اين تعريف يک استنباط ذهني و تجريدي از واژه هاست و بايد ريشه در نوشته ها و نظريه هاي موجود داشته باشد و به طور علمي بيان شود. بهترين روش آن است که وازه ها و اصطلاحات را براساس تعريفي که توسط صاحب نظران در هر رشته ارايه شده و به کار ميرود، تعريف نمود. براي برخي از واژه ها با توجه به اينکه در زندگي روزمره به کار مي روند و تقريباً معني آشکاري دارند، در مقالات و نوشته ها تعريف مشخصي موجود نيست؛ لذا در اين قبيل موارد مي توان از فرهنگ لغات براي تعريف آنها استفاده کرد. در حد امکان بايد تعريف نظري انتخاب شده (براي يک واژه يا اصطلاح) با کاربرد عملي آن در پژوهش مورد نظر ارتباط معني داري داشته باشد.
اما منظور از تعريف عملياتي واژه ها و اصطلاحات، آن است که محقق در اين تعريف به مشخص ساختن حدود يک متغير و تعيين حوزة عملياتي آن، تعيين معيارها و ملاک تجربي و عملي جهت اندازه گيري و سنجش آن متغير به طريقي که در پژوهش مورد نظر مد توجه محقق باشد، مبادرت مي کند. تعريف عملياتي بايستي به صورت دقيق و با کلمات ساده و واضح بيان شود، به طوري که معني آن براي همة خوانندگان يکسان باشد. به عبارت ديگر، تعريف عملي بايد طوري نوشته شود که همة جنبه هاي مربوط به آن واژه و اصطلاح را مشخص کند، به گونه اي که خوانندگان نتوانند برداشت هاي متفاوت از آن پيدا کنند.
به خاطر داشته باشيد که تعريف عملياتي واژه ها و اصطلاحات بايد براساس تعريف نظري آنها باشد. براي مثال، اگر مراد فراهم سازي تعاريف نظري و عملي براي واژة «رضايت شغلي» باشد. محقق بايد ابتدا آن را به صورت نظري تعريف کند تا مشخص شود، چه ذهنيتي از اين واژه دارد و سپس آن را به گونة عملياتي تعريف نمايد تا معلوم گردد در اين پژوهش خاص، منظور او از اين واژه چيست.

نمونه فرم پروپوزال هاي دانشگاه هاي مختلف :

فرم پروپوزال دانشگاه آزاد قزوين

فرم پروپوزال دانشگاه آزاد قشم

فرم پروپوزال دانشگاه آزاد مشهد

فرم پروپوزال دانشگاه آزاد خوراسگان

فرم پروپوزال دانشگاه پيام نور

فرم پروپوزال مرکز آموزش هاي بين المللي خليج فارس