انگیزش و عملکرد

                                                                                   جان م .کیلر

دانشگاه ایالتی فلوریدا

انگیزش و عملکرد

مقدمه ویراستار

انگیزش به عنوان محور اصلی این بخش یک تمایل شخصی برای دنبال کردن هدفی یا تکمیل یک تکلیف می باشد . انگیزش توسط رویدادهای بیرونی تحت تاثیر قرار گرفته و همچنین یادگیری و عملکرد را تحت الشعاع قرار می دهد، به همین خاطر طراحان آموزشی ، چگونگی انگیزش یادگیرندگان را مورد اهمیت قرار می دهند. جان کیلر در این فصل، به شش سوال بنیادی درباره انگیزش و طرح آموزشی پاسخ می دهد. همچنین در این فصل ، مدل طرح انگیزشی  ARCS  کیلر(توجه، رابطه، اعتماد، رضایت مندی) تشریح شده است. طراحان آموزشی آن را به طور مکرر در روشهای انگیزشی برای آموزش به کار می برند. چهار طبقه در مدل ارائه شده توصیف و مراحل در فرایند طرح ARCS   تشریح شده است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در طرح آموزشی بیشترین توجه معطوف به طرح انگیزشی بوده است. مقاله 1979 کیلر با عنوان " انگیزش و طرح آموزشی: یک دورنمای نظری" کم رنگی توجه به انگیزش را در ادبیات طرح آموزشی مورد بررسی قرار داده و به ارائه رویکردی جهت جذب انگیزش در مدل های یادگیری محیطی می پردازد.

در آن زمان ، در طرح آموزشی، تنها دو دیدگاه مشهور وجود داشت. اولین و اصلی ترینش کاربرد احتمال تقویت رفتار شکل گرفته و نگهداری رفتار بود. در دورنمای نظری آن ، انگیزش عموماً بر مبنای محرومیت بنا شده بود. بدین معنی که ، یادگیرندگان فرضی، از نیاز یا میلی برخوردارند که با کسب پاداشها از یادگیری ارضاء می شوند.

دیدگاه دیگر، اصلی بود که در شرایط یادگیری گاگنه(1985) گنجانده شده بود. بدین معنی که وجود آن برای بالا بردن توجه دانش آموزان قبل از یادگیری ضروری می باشد. بطور حتم، تحقیقات روانشناختی گسترده ای درباره انگیزش وجود داشت، اما هیچکدام از آنها یک درک صحیح از انگیزش جهت یادگیری یا چگونگی ترکیب کردن انگیزش در طرح آموزشی ،ارائه نداده بود.

به دنبال انتشار مقاله کیلر(1979)، علاقه به انگیزش و ترکیبش در طرح آموزشی و یادگیری محیطی رشدی آهسته داشت، و در سالهای اخیر به طور فزاینده ای رشد کرده است، که این مهم ، مرهون زحمات افرادی از قبیل ولدووسکی(1999)بروفی(1983،1988) و در ادامه کار کیلر (1987،1999) می باشد.

این محققان مدل های کل نگر ، تاثیرات انگیزشی در آموزش و یادگیری را پایه گذاری کرده ، اصول و تکنیک هایی را ارائه داده اند که علاوه بر کاربردی بودن ، اعتبار آنها نیز قابل سنجش است. در انگیزش و یادگیری علاقه نقشی برانگیزاننده دارد و تعدادی از مطالعات نظری و کاربردی از این نظریه حمایت می کنند(اسمال و گلاک،1994؛مینس،جوناسن و دویر،1997).

حتی با وجود این همه کارهایی که در این زمینه انجام شده است ، هنوز برای یک متخصص طرح آموزشی دشوار است که بتواند یک چشم انداز کلی از این تحقیقات و ارتباط بین آنها داشته باشد. بنابراین با مطرح نمودن شش سئوال، ساختاری را فرمول بندی نموده ایم که، وضعیت جاری، ویژگیهای عمده انگیزشی و طرح انگیزشی و تمایل در این حوزه از فعالیت را ، بهتر درک نمود.

درک طرح انگیزشی: شش سئوال

1ـ برای شناخت درباره انگیزش به چه چیزی نیازمندم؟ اگر تمرکزم بر روی طرح آموزشی و تکنولوژی باشد، علت اینکه باید همه چیز را درباره انگیزش بدانم چیست؟

طرح آموزشی موثر، در خلاء اتفاق نمی افتد. کارمندان ، گاهگاهی شکایت می کنند که اگر چه طراحان آموزشی و فارغ التحصیلان تکنولوژی در تالیف و کاربردهای گرافیکی برای مدلهای آموزشی تحت کامپیوتر و تحت وب متبحرند اما آموزشی را ارائه می دهند که بی روح بوده و به اندازه کافی موثر نیست. طراحان آموزشی ،برای بالا بردن کیفیت محصولات، باید بر هر دو فرایند انگیزش و طرح آموزشی، احاطه کامل داشته باشند. بازشناسی این، توضیح داده شده است توسط چندین متن طرح آموزشی، که در حال حاضر، بخشی از طرح انگیزشی را در بر می گیرد(ای.جی.دیک و کری، 2005؛اسمیت و راگان،1999). دلیل دیگر برای گسترش شایستگی در طرح انگیزش، تمایلی ست در این رشته جهت حرکت از دیدگاه طرح آموزشی به سمت چشم انداز وسیع تر تکنولوژی عملکرد انسانی(HPT). بر اساس این دیدگاه، طراحان آموزشی ، باید این موضوع را درک کرده و توانایی شناخت تمام فاکتورهایی که عملکرد انسان را تحت تاثیر قرار می دهد را داشته باشند و با استفاده از یک رویکرد جمعی در سیستم های طراحی ، عملکرد را بهبود بخشند. در این چهارچوب، قضاوت درباره انگیزش ، در سه سطح انتقادی قرار می گیرد. اول، انگیزش در یادگیری ، دوم، انگیزش در کار و سوم، خود انگیزشی می باشد. انگیزش در یادگیری ، به عنوان محور اصلی این فصل، به ترکیب ویژگی های درونی یادگیرندگان با مهارتهای بیرونی و فاکتورهای محیطی اشاره دارد که ، انگیزش یادگیرنده را برانگیخته و در همان سطح نگه می دارد. برای انجام این مورد، نیازمند آگاهی از اصول انگیزشی، متدهای آنالیز انگیزش یادگیرنده و متدهای طرح های وابسته به تکنیک های انگیزشی می باشیم. انتقادی که بر این وارد شده است ، نسبت به مقدار رشد پیوسته تربیتی و آموزشی می باشد ، که در طول خدمت کارمندان اتفاق افتاده و حتی بعد از بازنشست شدن آنها از یک برنامه آموزشی رسمی نیز ادامه دارد.

هر چند ، از لحاظ  دینامیک انگیزشی در هر دو محیط تفاوتهای قابل توجه ای را می توان یافت.انگیزش در کار ، مشابه انگیزش در یادگیری است، از این لحاظ که به طرح محیط های کاری ای اشاره می کند که با فاکتورهای بیرونی مچ شده و برای ویژگی های انگیزشی کارمندان محرک می باشند.

مورد دیگر ، خودانگیزشی است، که اگر چه صریحاً مورد مطالعه قرار گرفته است اما این مطالعات عمدتاً در نشست های مدرسه ای بوده است(مک کامبس،1984). هرچند، در حال تغییر است. یک تمایل جاری کارمندان ،در ایالات متحده ،کسب مسئولیت شخصی بیشتر جهت یادگیری و پیشرفت می باشد(کوسیمانو، 1995) که  این، توام می شود با  پیشرفت دانش سیستم های مدیریتی، در بسیاری از سازمانها. با رشد قابلیت اینترنت، اینترانت ها و سیستم های حمایتی عملکرد الکترونیکی، کارمندان انتظار درست شدن سواد دیجیتالی را دارند(گلیستر،1997) برای اینکه از این سیستم ها به طور موثر استفاده کرده و در پیشرفت دانش سازمانی ، همکاری داشته باشند. بنابراین ، علاوه بر اهمیت انگیزش در یادگیری و کار، خود انگیزشی برای یادگیری، در سطح جدیدی قرار گرفته که دارای اهمیت بوده و طراحان آموزشی با کسب آگاهی هایی از انگیزش در هر سه سطح است که بهره خواهند برد.

2ـ انگیزش چیست( و چه نیست- تفاوتش در چیست؟)

بیشتر نویسندگان حیطه پیشرفت عملکرد انسانی( گیلبرت،1978؛پورتر و لاولر،1968؛روملر و براچ،1990) تاثیرات بر عملکرد را به سه گروه اصلی تقسیم کرده اند. این سه مجموعه عبارتند از : استعداد پیشرفت، فرصت و انگیزش(کیلر، 1999).

استعداد اشاره دارد به دانش، مهارتها و شایستگی های فردی که آنچه را شخص انجام می دهد، تعیین می کنند. فرصت، اشاره دارد به منابع و اطلاعاتی که برای یک شخص جهت انجام دادن یک تکلیف، ضروری هستند. اینها می توانند شامل موارد ذیل باشند:بیان هدف بطور واضح، محتوای آموزشی و آزمونهایی که با اهداف آنها مچ می شوند، در دسترس بودن ابزار و تجهیزات، وقت کافی جهت انجام تکالیف و رهنمودهایی برای انجام کار.

سرانجام، انگیزش، اشاره دارد به میل یک شخص برای تعقیب یک هدف یا انجام یک تکلیف، که به وسیله انتخاب هدف و تلاش(سماجت توام با انرژی) برای دنبال کردن آن نمود پیدا می کند. جهت طرح محیطهای یادگیری موثر یا جهت توسعه برنامه های کل نگر پیشرفت عملکرد انسانی ، طراح آموزشی باید تاثیرات هر سه آنها را بر، تلاش، عملکرد و خرسندی(ارضاء) درک نموده و با هم جمع نماید(کلیر،1983).

عنصر انگیزش از اهمیت ویژه ای برخوردار است چرا که به این تصمیم پایه ای شخص مربوط می شود که آیا مسئولیتی را برای یک تکلیف می پذیرد و یک هدف معین را دنبال می کند. بدون این شروع رفتار ، هیچکدام از موارد دیگر مهم نیستند.

3ـ مفروضات پیامدها در یادگیری و اصول و فرایندهای طرح انگیزشی کاربردی کدامند؟

تجربه نشان داده است که قانع کردن مربیان و طراحان آموزشی جهت پذیرفتن مسئولیت برای طرح انگیزشی می تواند مشکل باشد و این بعضی مواقع بخاطر داشتن تصور نادرستی است که  از مسئولیت های خویش  برای انگیزش یادگیرنده دارند. شخص می تواند بر این موانع فایق بیاید به شرطی که، سه مفروض پایه ای، که بطور منظم در زیر آمده را درک کرده و بپذیرد.

اولین مفروض این است که انگیزش فرد می تواند توسط رویدادهای بیرونی تحت تاثیر قرار گیرد. ولو اینکه ممکن است به ابتذال کشیده شود،آن نشان می دهد شمارش یک فرض نگه داشته شده مکرر از تعدادی معلم و طراح آموزشی که اعتقاد دارند کارشان هست آموزش با بهترین کیفیتی که آنها می توانند ارائه دهند و آن ، مسئولیت خواستن دانش آموز جهت مواد یادگیری می باشد.

 سرانجام ، دانش آموزان اضافه انگیزه اشان را کنترل می کنند، اما، اگر آموزش ملال آور و بی نظم باشد ،حتی، دانش آموزان با انگیزه نیز بی علاقه خواهند شد، دقیقاً شبیه آنهایی که ممکن است بواسطه یک معلم علاقه مند ، امیدوار شوند.

رفتار معلم، مواد آموزشی و عناصر دیگر یک محیط یادگیری همه بر انگیزش تاثیر دارند.

دومین فرض این است که انگیزش در رابطه با یادگیری و بهبود عملکرد ،یک وسیله است، نه یک هدف. خیلی مواقع ، مربیان ، انگیزش را با تفریح و سرگرمی برابر کرده و اعتقاد دارند که اگر یادگیرنده ها به درستی تهییج شوند ، آنها لبخند زده و لذت می برند. همانا وقتی که یادگیری سرگرمی است ، لذت بخش می باشد، اما هدف اصلی طرح انگیزشی این نمی باشد. هدف این است که یادگیرنده ها برای یادگیری یا فعالیت های کاری نامزد شوند نه اینکه به سادگی بوسیله آنها سرگرم شوند.سومین فرض این است که طرح سیستاماتیک می تواند قابلیت پیش بینی و اندازه گیری تاثیرات انگیزشی را دارا باشد. آموزگاران بعضی مواقع، شاید به طور مکرر، اعتقاد داشته باشند که برای تحریک کردن یک شخص باید گیرایی و زیرکی داشت. برعکس، ویژگیهای ابتدایی انگیزش و فرایندهای موثر بر آنها ، می توانند معلمان را در داشتن دستورالعملی انگیزشی بدون در نظر گرفتن شیوه های شخصی آنها، کمک کنند. مدلهای ذکر شده در این فصل، این را با مثال شرح خواهند داد. نکته ای که نباید درباره این فرضیات فراموش کرد این است که ، اگر چه افراد سرانجام مسئولیت آنچه را که انتخاب می کنند به عهده خواهند گرفت، وجوه دیگری از انگیزش شخصی، طرح یادگیری و محیط های عملکرد، تاثیرات مثبت (یا منفی) بر انگیزش خواهند داشت.

پیامدها در مطالعه انگیزش. در بررسی مطالعه انگیزش و پیشرفت اصول انگیزشی، پیامدهای بسیاری وجود دارند. در این میان ، سه تا از آنها ، بطور مکرر در تحقیقات یافت شده و به طور ویژه به یک بنیاد فکری ثابت برای مطالعه انگیزش، مربوط می شوند. اولین مورد، تمایز بین انگیزش درونی و انگیزش بیرونی است؛ دومین مورد، تمایز بین ویژگی های انگیزشی به عنوان حالت ها یا صفتها و چگونگی تاثیر این بر قضاوت درباره طرح است؛ سومین مورد، قاعده فکری فراگیر تقویت برای انگیزش است. انگیزش از دید بعضی از محققان در حیطه عاطفی به وجود می آید، در صورتیکه  دیگران آن را ترکیبی از سازه شناختی و مواد عاطفی می د انند.

انگیزش درونی در مقابل انگیزش بیرونی. انگیزش درونی و بیرونی می تواند از چه روشهایی مورد بررسی قرار گیرد؟ به طور کلی، بین متخصصین بر سر تمایز بین انگیزش درونی و بیرونی ، توافق وجود دارد. بر طبق یافته های دیسی(1975) انگیزش درونی زمانی رخ می دهد که یک شخص ، برای تکلیف هایی به کار گمارده می شود که بجز لذت جالب توجه خود فعالیت، پاداش ظاهری دیگری وجود ندارد. در مقایسه ، افرادی که بطور ذاتی برانگیخته اند، در تکالیفی که درگیر می شوند ، پاداششان کسب موفقیت است. به طور کلی ، در یک موقعیت معین، می تواند ترکیبی از هر دو مورد وجود داشته باشد. اما  می تواند ناسازگار باشند، همچنان که توسط محققانی از قبیل دیسی (1972) ، لیپر و گرین(1978) اثبات شده است که پاداشهای بیرونی، انگیزش درونی را برای یادگیری تقلیل می دهند. محققان دیگر ،گزارش داده اند، وقتی که، انگیزش بیرونی ، به دقت تعیین شود، می تواند جهت پایه ریزی انگیزش درونی یادگیرندگان استفاده شود(کراگ لانوسکی و همکاران،1975). با وجود عدم قطعیت این تحقیق، تکنیک های ویژه ای وجود دارد که انگیزش درونی را بالا می برد. افراد دیگر راهنمایی های مناسبی را جهت استفاده موثر از پاداشهای بیرونی ارائه داده اند(کاندری، 1977؛ استیپک، 1998).

صفت در مقابل حالت. ویژگی های انگیزشی، همانند دیگر ویژگی های روان شناختی، به صورت هر دو صورت ، صفت ها و حالت ها ، در نظر گرفته شده اند(بروفی،1983؛ کیلر،1983؛ کاتو،1994). حالت، شرایطی است که توسط یک محرک یا فرایند موقعیتی بوجود می آید. نظر به اینکه صفت،نیاز یا سایق روان شناختی پایدار است برلین(1965). برای مثال،کنجکاوی می تواند یک صفت باشد، اما ویژگی های حالت نیز داراست. و این به علت تفاوت افراد در پایداریشان، درجه سطح صفت کنجکاوی و بعضی موقعیتها یی است که ،حس کنجکاوی موقعیتی را بیشتر از دیگر موقعیتها بیدار می کند. روتو(1994) در انگیزش درونی نقاط برجسته ای را مورد توجه قرار داد که همه ویژگی های انگیزشی هر دو فاکتور صفت و حالت را دارا می باشند. این موضوع ، مفاهیمی را جهت طرح آموزشی دارا می باشد، از جمله توانایی، که یک صفت پایدار بوده و احتمالاً  در حوادث ویژه آموزشی به آسانی تغییر نمی کند. ویژگیهای انگیزشی که صفت هستند به آسانی تغییر نخواهند کرد. در این موقعیت ها ، هدف طراح آموزشی، شناسایی رابطه بین صفت ها و طرح تاکتیک های انگیزشی جهت همساز کردن آنهاست. این فرض معقولانه است که دلیل بسیاری از عناصر، انگیزشی هستند. در سطح حالت ، آنها تحت تاثیر قرار خواهند گرفت بوسیله فاکتورهای موقعیتی بی واسطه و در طول آموزش از زمانی به زمان دیگر تغییر می کنند(ویسر و کیلر،1990). بنابر این ، مدل های طرح انگیزشی باید هر دو وجه انگیزشی، یعنی صفت پایدار و حالت ناپایدار را همسازی کند، و تعیین کند وسیله ای را برای تشخیص آنها در طول آنالیز انگیزش مخاطبین، برای شناختن و پاسخ دادن به هر دو، تعداد و نوع.

قلمرو عاطفی در برابر قلمرو شناختی. آیا انگیزش فقط به حوزه عاطفی تعلق دارد یا همچنین وابسته است به حوزه شناختی؟ برخی از نظریه پردازان بر این عقیده اند که انگیزش وابسته به حوزه عاطفی است(مارتین و بریکس،1986؛ تنی سون، 1992). موضع گیری بریجس(1984) اندکی متفاوت است. ایشان کسی است که مطرح می کند انگیزش را به عنوان حوزه مستقلی از دامنه عاطفی، عرصه ای که نیاز به تحقیقات گسترده و عمیق دارد. اگر چه، انگیزش تعریف شده است به عنوان یک تعیین کننده درونی که نیرو و جهت دهنده بوده و تلاشی است که دانش آموز را به سمت یادگیری حرکت می دهد(کیلر،1983). پس، در انگیزش هر دو جزء عاطفی و شناختی را می توان یافت. برای مثال، تئوریهای اسنادی انگیزش (روتر،1966؛ وینر، 1974) اصولاً شناختی اند. این تئوریها ، بر تفسیر علت  ها و پیامدهای افراد متمرکز شده اند و ترکیب شده اند با ارزشی که آنها را با پیامدها مرتبط می سازد، همچنین که تاثیر بسزایی دارد بر روی آنها برای دنبال کردن هدفهای معین. هرچند ، هیجانها که از مولفه های عاطفی هستند به علت تاثیرشان بر روی انگیزش و رفتار است که مطرح شده اند(آستیلیتز،2000؛ لدوکس،1996؛ورتنی و کونیس،1998).

این نتایج در بسیاری از تحقیقات انگیزشی یافت می شود، اما در حقیقت دانش آنها جهت طرح انگیزشی کافی نیست. انگیزش یک سازه درونی پیچیده می باشد که در درون تجربه ها، انتظارات و تصورات قرار گرفته است. چیزیکه برای شخصی انگیزه می شود ممکن است برای شخص دیگر انگیزه نباشد. پس ، چگونه طراحان آموزشی می توانند به رویکرد چالش طرح انگیزشی، به روشی معین و اصولی کمک کنند؟ برای جواب به این پرسش، به دو چیز عمده نیاز است. اولین آن ، درک عناصر اصلی انگیزش انسانی است و دوم ، به کارگیری طرحی است که شخص را در تشخیص نیازمندیهای انگیزشی یادگیرنده و تجویز روشهای مناسب یاری می کند. بخش دوم این فصل یک مقدمه جزئی درباره مفاهیم اصلی و نظریه های انگیزشی را ارائه می کند ، و یک چشم انداز کلی از رویکرد طرح را به دست می دهد.

4ـ ویژگیهای اصلی انگیزش در ویژگیهای خاصی که شناخت آنها برای من مفید می باشد کدام اند؟

ویژگیهای انسانی بسیاری وجود دارند که لازم است برای درک انگیزش، مطرح شوند. برای مثال، میزان کنجکاوی افراد که آنها را به سمت یک موقعیت سوق می دهد، میلشان برای رقابت در دنبال کردن هدفهای چالش انگیز، و اعتقادشان به اینکه موفقیت و شکست ناشی از شانس،تلاش یا توانایی شخصی است.آرایه کامل ادبیات انگیزشی می تواند بترساند فردی را که آرزوی دارد درک کاملی مناسبی از چگونگی تاثیر انتخابات و تلاشهای افراد ، داشته باشد. تفاسیر و تعابیر ارائه شده توسط کیلر(1983)، کیلر و برکمن(1993) ولودکاوسکی(1999) و رساله های معاصر(بروفی،1998؛ پتری،1991؛ استیپک، 1998)مفیدند، اما باز هم یک شخص مواجه است با طیف وسیعی از مفاهیم، نظریه ها و تحقیق. به هر حال بر اساس آنالیز ویژگیهای بین مفاهیم ، پیشرفتهای عمده گزارش شده در پژوهش انگیزشی محدود و ناچیز می باشند و اینها می توانند به سادگی در ساخت طبقات سطح بالاتر ترکیب شوند. در سال 1983 کیلر لیست کرد 12 مفهوم انگیزشی را که با اصول آنالیز رفتار و مدیریت ترکیب شده بودند (جنسون، اسلوان و یونگ،1988؛ اسکینر، 1954).

نظریه ها در هر یک از این زیرگروهها دارای یک نکته مشترک کلیدی می باشند. هر مفهوم در بخش A   از جدول 9.1 تلاشی است جهت نمایش انواع معین هدفهای مهم متناسب با مردم و تاثیر رفتارشان. برای مثال ، مازلو (1954) یک سلسله مراتبی از نیازها را عنوان کرد که مبنای انگیزش انسانی می باشند. نظریه های دیگر بر محرک های دیگری از قبیل انگیزه کنجکاوی(برلاین، 1965) نیاز به پیشرفت(مک کللند، 1976)، و نیاز به شایستگی شخصی(وایت، 1959).

به عبارت دیگر، این تئوریها قسمتی از موضوع آنجه  برای شخص مهم هستند از قبیل اهداف، نیازها یا ارزشهای انگیزشی را نشان می دهند. در مقابل ،  تمام نظریه های قسمت B  از جدول 9.1  با موضوع انتظار برای موفقیت مرتبط اند. هر زمان که افراد  برای به انجام رساندن هدفها تلاش می کنند، آنها  درباره احتمال موفقیتشان  اعتقادات شخصی و ذهنی خود را دارند. هر یک از تئوریها در گروه ، علت یا نتیجه انواع گوناگون انتظارات موفقیت را نشان می دهد. برای مثال، تئوری اسناد(ای.جی. وینر ، 1985) نشان می دهد که چگونه گرایش فرد  به اسناد کردن به موفقیتها یا شکستها ، با علتهایی از قبیل شانس یا سختی تکلیف در مقابل تلاش یا توانایی، انگیزش او را در سعی و سماجت کردن برای انجام دادن هدفهای آسان در مقابل هدفهای چالش برانگیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.

خود اثربخشی (بندورا، 1977) نشان می دهد که چگونه باور شخص درباره ی استعدادهایش جهت میل به پیشرفت هدف انتظار برای موفقیت را تحت تاثیر قرار می دهد. هر یک از این نظریه ها دارای جنبه ای منحصربه فرد است، اما آنها می توانند در یک تقسیم  بندی نیز در کنار هم  قرار بگیرند، زیرا فصل مشترکشان تمرکز بر انتظارات می باشد.

این مقدور است که جمع شود هر دو گروه از مفاهیم و تئوریها در یک واحد، تئوری سطح کلانی که تئوری ارزش انتظار نامیده می شود.

اینجا از لحاظ تئوری ، چندین فرمول بندی ویژه وجود دارد(پتری،1991) ، اما همه آنها بر پایه این فرض مشترک بنا شده اند  که انگیزش، یا رفتار بالقوه تابعی از انتظارات و ارزشها ست. آنچه از این فهمیده می شود این است که انسانها برای دست یافتن به یک هدف تحریک می شوند اگر (1) آنها انتظار مثبتی از موفقیت داشته باشند و (2) هدف برای آنها ارزش مثبتی دارد.

افراد نیازها و اهداف مختلفی دارند، بیشترین انگیزه برای آن دسته از اهدافی است که شخص برای رسیدن به آن تلاش بیشتری می کند. اگر چه تئوری انتظار-ارزش ثابت کرده است وجود رضایت بخشی را به عنوان یک نظریه کلان جهت ترکیب بسیاری از تئوریهای خردی که فاکتورهای روان شناختی درونی انگیزش را نشان می دهند، هنوزیک دیدگاه  کلی از انگیزش و عملکرد را ارائه نکرده است.

همچنین لازم است تاثیرات پیامدهای رفتاری و هیجانی بر روی انگیزش و رابطه بین عناصر انگیزشی با یادگیری بررسی شود همچنانکه در مدل تاثیر سیستمهای انگیزشی یادگیری و محیطی کیلر(1983،1987،1999) بر تلاش، عملکرد و رضایت مندی بررسی می شود.

همه مفاهیم لیست شده در جدول 9.1 معمولا فعالیت حوزه های تحقیق را نشان نمی دهند. بی شک، بیشتر فعالیتها ، خود – اثربخشی و تئوری اسنادی هستند با نمای جدیدی از علاقه در انگیزش شایستگی. هر چند ، بیشتر حوزه های دیگر از قبیل کنجکاوی، بواسطه یک علاقه تجدید شده گرایش به سودمندی دارند  ، به ویژه در ارتباط با طرح آموزشی برای آموزش تحت وب و بعد دیگر محیطهای یادگیری و چند رسانه ای.

راجع به پیشرفت های جدید دیگر، یک رشد نسبتاً تازه ای از علاقه در مفاهیم جاری(Csikszentmihalyi,  1990) و خوشبینی آموخته شده(Seligman, 1991) دیده می شود. بعلاوه ، در اینجا، مطالعات انگیزش ادغام شده در نظریه ها، مدلها یا مسائل حوزه های وابسته به یادگیری و طرح را می توان یافت.

این شامل تحقیق بر روی (1) خود تنظیمی، که یک حوزه تحقیقی عمومی می باشد به علت اینکه فرض شده است آن به طور موفقیت آمیزی همبستگی دارد با  بررسی در نشستهای یادگیری نامتمرکز(Schunk , 1994   & Zimmerman).

(2) سازندگی گرایی(       Jonassen, 1993  , &   Duffy, Lowyck ) که تلاش می کند جهت بنا نمودن محیطهای یادگیری پرورش توسعه دانش عمومی و عقاید خود و گروه و (3) انگیزش مداوم که بیش از دو دهه پیش اولین بار توسط مایر (1976) مطرح شد.

چرا برای طراحان انگیزشی و تکنولوژیستهای عملکرد انسانی مهم است که  تا اندازه ای درباره آرایه مفاهیم و تئوریهای انگیزشی بدانند؟ چندین نویسنده لیستهایی از تاکتیکها برای  طراحان ارائه داده اند که قابل انتخاب و کاربردی است. (برای مثال، کیلر،1987:کیلر و سوزوکی،1988 ، ولودووسکی،1999). اما بدون آگاهی درباره مفاهیم پایه، احتمالاً طراحان قادر نخواهند بود که روشهای مناسبی را برای یک موقعیت یا جور کردن آنها، جهت مناسب شدن با نیازمندیهای منحصر به فرد یک موقعیت انتخاب کنند. قضاوت احتیاج دارد به شناخت اینکه کدام یک از روشهای انگیزشی، با توجه به نیازهای یادگیرنده، هزینه های رشد و پیامدهای اجرا موثر و میسر خواهد شد.

بنابراین،توانایی به کار بردن یک فرایند سیستماتیک جهت آنالیز و طرح انگیزشی ، همانطور که در دنباله ی بخش توضیح داده شده، مستلزم این است که طراحان آموزشی مفاهیم اصلی انگیزش را بفهمند.

5. من چکونه می توانم دانش انگیزش را در زمینه طرح انگیزشی و تکنولوژی عملکرد انسانی به کار ببرم؟

تلاش مبتنی بر مدلهای کاربردی انگیزش جدید نیست، اما مدلهای اولیه گرایش دارند به تمرکز بر روی یک ویژگی انگیزشی خاص ، همانطور که در کار آلشولر بر روی پرورش انگیزه پیشرفت در بچه ها دیده می شود(    ,1973 Alschuler; Alschuler, Tabor, & Mcintyre, 1971 ).

مفاهیم و فرایند در این مدلها می توانند مفید باشند جهت یک مربی که آرزوی پیش برد توسعه این ویژگیها را دارد، اما مربیان، معمولاً، جهت تغییر شخصیت یادگیرندگان مسئولیتی نمی پذیرند.

مربیان نوعاً بیشترین تمایلشان این است که، محیطهای یادگیریی را خلق کنند که به یادگیری انگیزه بدهد. برای انجام این موضوع، اول باید ویژگیهای انگیزشی یادگیرندگان ارزیابی شده و سپس طرح محیط یادگیری با نیازهای انگیزشی منطبق شود. این دلالت می کند بر اینکه مربی باید به صورت کلی با انگیزش کار کند نه اینکه خود را با یک یا دو ویژگی انگیزشی ویژه محدود سازد.

دو مدل ،طرح انگیزشی کل نگرخیلی خوب وجود دارد : مدل زنجیره زمان (time-continuum model )ولدکووسکی(1999) و مدل ARCS  کیلر(1984).

مدل ولدکووسکی شامل طبقاتی از روشهای انگیزشی است و تعیین می کند در طول یک دوره ی آموزشی چه زمانی می توان از آنها استفاده کرد.

سوالی مطرح می شود که، چندتا روش یا به طور خاص کدام نوع  از روشهای استفاده شده در هر شش طبقه، منجر به قضاوت معلم شده است. مدل ARCS  شبیه مدل   1999 ولدکووسکی است، اما در دو روش مهم با هم متفاوتند. بخش روش در مدل ARCS  به طور سیستماتیک انجام می پذیرد از مجموعه گروهها و زیرگروههای آن. طبقه های اصلی یک چهار چوب داوری سطح کلان را ارائه می دهند ، در صورتیکه زیرگروه ها (جدول 9.1) برای بیشتر زیرمجموعه های خاص روشهای انگیزشی حکم راهنما را دارند. دومین تفاوت این است که مدل ARCS  یک رویکرد حل مساله است.

انتخاب روشها مبنی بر یک فرایند طرح سیستماتیک است که شامل آنالیز انگیزش شنوندگان بوده و مبنایی را برای انتخاب روشهای مناسب ارائه می دهد.کاربرد کامل فرایند طرح ARCS  ده مرحله دارد(شکل 9.1) و به خوبی با برنامه ریزی درسی و فرآیندهای طرح آموزشی ترکیب می شود.

فرایند شروع می شود با اطلاعاتی درباره درس یا دوره جهت کمک به معلمان(اگر دوره برای راهنمایی مربی باشد)  و دانش آموزان. سپس به سمت آنالیز مخاطبین و مواد رایج برای دوره، پیش می رود. بر اساس این اطلاعات طراح یا معلم می تواند هدفهای انگیزشی را بنویسد ، روشهای انگیزشی را انتخاب کرده یا بیافریند و سپس توسعه داده و آنها را آزمایش کند. هر دو مدل ولودکووسکی(1999) و کیلر(1984) عناصری از دستورالعمل را دارا می باشند، اما به طرق مختلف. رویکرد ولودکووسکی به معلم می گوید که کدام نوع از روشهای استفاده شده در هر مرحله از یک بخش مهم آموزشی را به کار گیرد. در مدل ARCS  دستورالعمل بعد از اجرای آنالیز انگیزش مخاطبین است که ارائه می شود(کیلر، 1987).

هر دو مدل بیشتر اکتشافی هستند تا دستورالعملی (تجویزی). آنها عرضه می شوند به مخاطبان برای انتخاب و کاربرد روشهای انگیزشی، اما قضاوت شخصی راجع به انتخاب کردن و خلق فعالیت هایی که روشها را بیان می کنند، نیازمند معلم  یا طراح آموزشی است. با داشتن یک آنالیز منظم از مخاطب و تمرکز بر حل مساله، مدل ARCS  به ارائه مبنای معقولانه ای برای انتخاب روش کمک می کند.

6. گرایشها یا دستورالعملهای بعدی در تحقیق و کاربرد  انگیزشی جهت طرح یادگیری محیطی کدامند؟

معمولاً در طول این فصل به چندین حوزه تحقیقاتی عمومی ، از قبیل تئوری اسناد و خود تنظیمی، اشاره شده است.

به علاوه با وجود این حوزه های تحقیقی با ساخت ویژه، در سالهای اخیر ، در چندین حوزه تحقیق انگیزشی دیگر نیز نفوذ داشته اند. نخست ، در حیطه تربیتی و رشد منابع انسانی که در این خصوص علاقه فزاینده ای متوجه تکنولوژی عملکرد انسانی(HPT) بوده است (برای مثال نگاه کنید به بخش 4 از این کتاب ).

این، راهنمایی می کند طراحان آموزشی را علاقه بیشتری داشته باشند نسبت به انگیزش در محل کار(کیلر، 1999) و خود انگیزشی(مک کومبس،1984).

این مجموعه چند سطحی رابطه ها احتمالاً به اهمیتشان افزوده شده است چرا که ،تعداد سازمانهایی که HPT  را قبول کرده اند رو به افزایش اند.

دومین مورد ، نقش انگیزش در رویکرد سازندگی، جهت طرح یادگیری محیطی است که خود پیشبرد(self-development) یادگیرندگان را از سازه های  بصیرت و آگاهی بالا می برد. در درون این رویکرد، انگیزش تمایلی به جدا شدن به صورت یک حوزه ویژه با اهمیت ندارد ، لیکن در مفاهیم دیگر ادغام شده است.

برای مثال، دراینجا، بر روی اصول اعتباری تاکیدی شدید است، که اشاره دارند به رشد فعالیتهای یادگیری و تست هایی  که به دقت وابسته اند، یا به طور بهتر، در زمینه دنیای واقعی قرار گرفته اند.

این اصل خواستار یک عنصری از " ارتباط " در مدل ARCS می باشد و همچنین وابسته است به تحقیق کلاسیک بر روی انتقال یادگیری، در اینکه کدام انتقال افزایش می یابد هنگامی که محیط یادگیری به دقت شبیه محیط کاربردی می شود(تراورس، 1977).

سومی، درون حوزه طرح آموزشی و تکنولوژی عملکرد انسانی می باشد، اینجا علاقه و تحقیق بر روی انگیزش در آموزش تحت وب، آموزش تحت کامپیوتر و یادگیری از راه دور در حال رشد می باشد.

در بیشتر زمینه های یادگیری فاصله ای، نرخ تکمیل نشدن به طور ناپسندی بالاست و مسائل انگیزشی یادگیرنده عموماً به عنوان یک علت اولیه مطرح می شوند. تعداد تحقیقات رسمی، اگر چه رشد کرده اند، اما جزئی اند(ویسر،1998). راجع به آموزش تحت کامپیوتر،سانگ(1998) بر پایه  کار آستلیتنر و کیلر(1995) نشان می دهد که از چه طریق یک شخص می تواند به طور انگیزشی، آموزش انطباقی تحت کامپیوتر را ارائه دهد.

او "خود بررسی های انگیزشی" را(  self-checks  motivational  ) در درسها ادغام کرد. بر پایه پاسخهای یادگیرنده، کامپیوتر مقدار و نوع روشهای انگیزشی را جهت استفاده در بخش بعدی درس تعیین کرد.

چهارم، اینجا ، رشد علاقه در درک اجزای عاطفی انگیزش نسبت به ویژگیهای هیجانی درونی افراد (آستیلینتر،2000) و مشخصات عاطفی محیطهای یادگیری تحت ماشین می باشد (بایلور،1999؛پیکارد،2000).

در اینجا شکی نیست که هیجانات با رویکرد و رفتار مخاطبین همبستگی بالایی دارند ، اما در رابطه با چگونگی درک آن و تاثیر منظمش بر این وجه از انگیزش نسبت به انگیزش در یادگیری ، تحقیقات اندکی صورت گرفته است . مدل FSEAP  آستیلینتر (2000) ارائه می دهد یک ساختار مفهومی و رهنمودهایی کاربردی ، که نشان دهنده ی یک رشد امید بخش در این حوزه می باشد.

پیکارد(2000) بررسی می کند راههایی را جهت منصوب کردن کامپیوترها مشخصات هیجانی، حال آنکه بایلور(1999) و دیگران (اتکینسون،2002) در پی کشف تاثیرات انواع مختلف عوامل زنده بر روی یادگیری و انگیزش می باشند.

پنجمین مورد، چالشی در طرح انگیزشی، همچنین در طرح آموزشی ،روش ساختن سریع و اثربخش فرایند طرح می باشد. یک فرایند کامل شده ای که شامل همه سطوح  وابسته به آنالیز ، طرح و رشد می باشد.ترکیب آزمودن و بازبینی،و اعتبارسنجی می تواند کاملاً زمان بر باشد. در داخل مسیر اصلی مدل و توسعه ابزار در طرح آموزشی ، به چگونگی کاهش سیکل زمان از آغاز پروژه تا اتمام آن، توجه شدیدی می شود. و چیزی مشابه این، برای طرح انگیزشی نیز صدق می کند.

اخیراً، کیلر و سوزوکی(کیلر،1999؛ سوزوکی و کیلر،1996) رویکردی ساده شده جهت طرح انگیزشی ارائه دادند که به صورت بین المللی، در دو زمینه اضافی، کاربردی شده و اعتبارسنجی شده بود(کیلر،1999 ؛ سانگ، 1998؛ویسر،1998). در این مدل معلم ها و طراحان آموزشی آماده شده اند با یک ماتریس ساده ای که آنها را در سرتاسر یک فرایند آنالیز و طرح کوتاه شده راهنمایی می کند.

نتیجه گیری

حتی یک مقایسه سرانگشتی از طرح آموزشی و ادبیات روانشناسی تربیتی با آنچه در 15 سال پیش بوده است نشان می دهد که ، توجه به فاکتورهای انگیزشی در یادگیری و عملکرد ، رشد چشمگیری داشته است.  در گذشته، انگیزش، در داخل یک تئوری کل نگر یا مدل تبیین گر و دستوری، عموماً، به عنوان وجودی بسیار اغفال کننده و قابل تغییر مورد توجه قرار می گرفت. هر چند حوزه پژوهشی و توسعه یافته نشان داده بودند که اعتبار سازی آن ، رویکردهای منظمی جهت درک و تاثیر گذاشتن بر انگیزش یاد گیرنده و این همکاری معنی دار جهت تصورهای بزرگتری از طرح یادگیری محیطی و رشد عملکرد انسانی امکان پذیر است.

مطمئناً حوزه طرح آموزشی می تواند از تحقیق و شیوه های جاری در انگیزش سود ببرد. از آنجایی که آنچه باعث یادگیری یک شخص می شود، هرگز دانش دقیقی نیست که او راآسان به سمت دنبال کردن هدایت کند ، ترکیب تکنیکهای انگیزشی جهت به حداکثر رساندن یادگیری ضروری است.

همچنانکه پیشتر توضیح داده شد، انگیزش یک سازه درونی ترکیب شده  در تجربه و انتظارات شخصی است. طراحان آموزشی نه تنها باید کاملاً با خبر باشند از دامنه کامل متدهای انگیزشی و مدلهای موجود، بلکه  باید، از چگونگی جمع شدن آنها در یک تنوعی از موقعیتهای آموزشی نیز با خبر باشند.حتی دقیق ترین محتوا، فعالیتهای وابسته و آماده سازی جدیت و تلاش، بدون جذب منظم انگیزش ، می تواند بی تاثیر باشد.

سئولات کاربردی

1ـ شما کلاسی را می بینید که، یادگیرنده ها تبسم می کنند و شادند و مربی در حال تفریح است. یادگیرندگان با انگیزه شده اند؟ چرا یا چرا نه و چطور با خبر می شوید؟

2ـ شما به انگیزش از دید حوزه عاطفی نگاه می کنید یا از دید حوزه شناختی؟ از جوابتان دفاع کنید.

3ـ ساخت های انگیزش وابسته به ارزش و وابسته به انتظار را با هم مقایسه کرده و مفاهیم را بر حسب اینکه چگونه بر طرح آموزشی تاثیر می گذارند را توضیح دهید.

4ـ  درباره مدل  انگیزشی زنجیره زمانی ولودکووسکی تحقیق کنید. شما مایلید چگونه کاربردی کنید هر یک از شش طبقه طرح آموزشی را ؟

5ـ مقایسه کرده و برابر کنید مدل زنجیره زمانی ولودکووسکی را با مدل ARCS کیلر در دوره رویکردها  به سمت طرح آموزشی.

6ـ شما اجاره کرده اید طرح یک دوره تربیتی را برای یک موضوع در حوزه تخصصی یتان، استفاده کنید از جدول 9.1 به عنوان یک الگو، مایلید در هر زیرگروه جهت انگیزه یادگیرندگان چه چیزی را ترکیب کنید ؟

جان م .کیلر

دانشگاه ایالتی فلوریدا

 اطلاعات و سوالات ادراکی

1-    برای اختلاط انگیزش در آموزش ، طراحان آموزشی باید سه سطح انگیزشی را مدنظر داشته باشندو به طور خلاصه هریک را توضیح دهید.

2-    سه دسته اولیه از عوامل موثر  بر روی عملکرد را که در این فصل مورد بحث قرار گرفت ، را توصیف کنید.

3-    تفاوت بین انگیزش ذاتی(باطنی ) و انگیزش بیرونی چیست ؟ برای هر کدام سه مثال ارائه دهید.

4-     چرا طراحان آموزشی باید کیفیت و ویژگی  را مورد توجه قرار دهند هنگامیکه به ایجاد و توسعه آموزش میپردازند؟

5-    چه اعتباری نسبت به طراحی فعالیت وجود دارد ؟یک مثال در حیطه خود ارائه دهید که شما احتمالا در پرورش و آموزش خواهید دید.

 

 ترجمه :اعظم قراباغیان

دانشجوی کارشناسی ارشد تکنولوژی آموزشی

سازماندهي و مديريت دانش

شماره اول دوره ششم

تاريخ انتشار اين مقاله: ١٤ مرداد ١٣٨٥

دکتر  عاصمي

(استاديار دانشگاه اصفهان- دانشكده علوم تربيتي)

Email: asemi@edu.ui.ac.ir , af_aesmi@yahoo.com

چكيده

امروزه مديريت دانش در سيستمهاي اطلاع رساني کامپوتری بصورت قابل ملاحظه اي مورد توجه قرار گرفته است .

سازماندهي و مديريت دانش و بدنبال آن مديريت اطلاعات يك نقش اساسي و موفق را در انتقال دانش فردي به دانش سازماني ايفا مي آنند . همچنين مديريت اطلاعات و منابع آموزشي در محيط آموزش (يادگيري) الكترونيكي ازاهميت ويژه اي برخوردار است . از آنجايي آه سيستمهاي يادگيري الكترونيكي مقدار زيادي از اطلاعات را نگهداري مي آنند، ايجاد اينچنين محيطهايي بايستي به گونه اي انجام شود آه آه آاربران بتوانند از اطلاعات موجود استفاده مفيد و مؤثري داشته باشند.يكي از پارامتر هاي موفق در مديريت محتواي آموزشي در محيط الكترونيكي استفاده از متا ديتا مي باشد . در واقع درنگارش چنين محيطهايي متا ديتا نقش موفقي را به خود اختصاص داده است . مقاله حاضر مروري بوده و هدف از ارائهآن دادن تعريفي از آموزش الكترونيكي، بيان تاريخچه مختصري از آموزش الكترونيكي در جهان وايران، تبيين مفهوم متاديتا (فراداده يا ابرداده )، بيان چگونگي استفاده از متاديتا در محيط آموزش الكترونيكي و ارائه نكاتي در خصوص در Dublin Core طراحی متادیتا در یک سيستم آموزشی الکترونيکی، مي باشد . همچنين به معرفی استانداردايجاد متاديتا مي پردازد.

کليد واژه ها:

متاديتا- فراداده -ابرداده - آموزش الكترونيكي -يادگيري الكترونيكي - مديريت دانش - مديريت اطلاعات - منابع اطلاع رساني

مقدمه

پيشرفت روزافزون فناوری اطلاعات باعث تغييرات بسياري در زمينه آموزش ویادگيری در سطح مراکز آموزشی دنياگردیده است و با ظهور تکنولوژیهای نوین و ایجاد مراکز آموزشی مجازی، آموزش و یادگيری الكترونيكي جای خود را دراین مراکز باز کرده است . چرا که عواملي چون آاهش هزينه آموزش، سهولت حضور در آلاس هاي آن لاين، تنوع دروس، زمان انتخاب دروس، آاهش هزينه رفت وآمد، وانعطاف پذيري زياد آموزش الكترونيكي در گسترش اين تکنولوژی موثر بوده اند . از طرفی استقبال دانشجويان از این شيوه نوین آموزشی در گسترش آن بي تأثير نبوده است چرا که يادگيري الكترونيكي با توانش بالا براي آموزش آارآمد و موثر قادر است آه دانش مورد نياز را در هر محل و درسريعترين زمان ارائه نمايد.

آموزش الكترونيكي در ايران صنعتي نوپا در زمينه تكنولوژي آموزشی وآموزش از راه دور است، اما لازم است تا مراکز و مؤسسات آموزشي ایران به ويژه دانشگاه ها با استفاده ازالگويي مناسب با ساختار آموزشي وفرهنگي آشور، در زمينه طرح محيطهای آموزشی مجازی بر اساس استانداردهای بين المللی همت گمارند . یکی از تکنيکهای مورد استفاده در آموزش مجازی در محيط آنلاین یا اینترنت استفاده از متادیتا یا فراداده می باشد که ایجاد متادیتا های مناسب بر اساس استانداردهای بين المللی ازاهميت ویژه ای (خصوصا جهت پيوند به مراکز آموزشی دني ا) برخورداراست.

آموزش الكترونيكي

آموزش الكترونيكي استفاده از ابزارهاي تكنولوژيكي مختلف مبتني بر وب يا توزيع شده براي مقاصد آموزشي است .

سيستم مديريت ،(Online Learning) آموزش برروی خط ،(Distance Learning) نامهاي ديگري مانند آموزش از راه دور

متاديتا در محيط آموزش

الكترونيكي

آموزشي، سيستم مديريت دروس و غيره هر يك به تنهايي جنبه هاي مختلفي از آموزش الكترونيكي را شامل ميشوند. ١

تاريخچه آموزش الكترونيكي در جهان

آموزش غيرحضوري، باآموزش مكاتبه اي در دهه اول سال ١٧٠٠ ميلادي آغاز شده است . هنوز هم در نقاط مختلف دنيا از جمله در ايران از اين شيوه آموزشي براي تحصيل و يادگيري، استفاده مي شود . ٢ آموزش مكاتبه اي آه با نامه نگاري توسط مدرسه يا مؤسسه هاي واجد شريط اداره مي شد و بين دانشجويان و استادان از طريق نامه نگاري ارتباط برقرار مي گردید، مورد توجه دانشجويان و دانش آموزان بود . همزمان با ايالت متحده آمريكا آه در زمينه آموزش از راه دور فعاليت داشت، آشورهاي اروپايي دوره هاي آموزشي را قبل از سال ١٨٤٠ به صورت جزوه هاي خلاصه شده آغاز آرده بودند . اولين دوره آموزشي از راه دور دانشگاهي آه در سال ١٨٩٢ تأسيس شد، متكي بر اداره پست اداره مي شد . روشهاي بهره گيري از آموزش غيرحضوري مبتني بر فناوري به اوايل دهه ١٩٠٠ ميلادي باز مي گردد. در اواسط قرن بيستم برنامه هاي آموزشي متنوعي نيز وجود داشت و مجوزاولين راديوي آموزشي دانشگاهي در سال ١٩٢١ صادر شد، آه اولين پايه شكل گيري آموزش الكترونيكي محسوب مي گردد . در سال ١٩٦٠ با تكامل و پيشرفت رسانه ها، تكنولوژي آموزش از راه دور نيز دچار تغييرشد و به جاي تكيه بر سيستم پستي ، دانشگاه ها با استفاده ترآيبي از ابزار چند رسانه اي مالتي مديا، جهت پشتيباني آموزشی از دانشجويان ثبت نام مي نمودند به نحوي آه علاوه بر انگلستان و آمريكا در ساير آشور هاي اروپايي و آسيايي مؤسسات آموزش الكترونيكي توسعه يافت. امروزه آموزش (يادگيري الکترونيكي مبتنی بر استفاده ازتکنولوژیهای جدید، ابزاری است براي انتقال دانش روزمي تواند انواع تخصص و مهارت در رشته هاي متفاوت را در اختيار دانش پژوهان قرار دهد . در واقع " آموزش الكترونيكي ثابت آرده است آه ٢٠ تا ٢٥ درصد يادگير ي را نسب ت به کلاسها ي درس سنتي افزايش مي دهد". ٣

تاريخچه آموزش الكترونيكي در ايران

تاريخچه آموزش الكترونيكي در ايران به زمان بهره گيري از ابزارهاي آمك آموزشي سمعي - بصري شامل نمايش اسلايد و فيلم هاي آموزشي در آلاس درس باز مي گردد . پس از آن تلويزيون به عنوان يك رسانه آموزشي مورد توجه قرار گرفته است و تلويزيون آموزشي ملي ايران رسماً به امر آموزش همگاني از طريق اين رسانه در سراسر کشور پرداخت.آموزش از راه دور در آشورمان به جز تجربه آوتاه دانشگاه آزاد قبل از انقلاب و دانشگاه پيام نور مبتني بر استفاده از شيوه ارتباط از راه دور، داراي سابقه طولاني اي نيست . در پايان دهه هفتاد آموزش مجازي در دستور آار دانشگاهتهران قرار گرفت و پروژه هاي تحت اين عنوان آغاز شد . در سال ١٣٨٠ سايت آموزش مجازي دانشگاه تهران با ارائه نه درس براي دانشجويان روزانه دانشگاه راه اندازي شد و از نيم سال اول تحصيلي همان سال، آن بهره برداري شد . درهمان سال وزارت علوم، تحقيقات و فناوري از تأسيس دانشگاه اينترنتي خبر داد آه تحت نظر آن وزارت، ولي به صورت مؤسسه غير انتفاعي نوع اول در سراسر آشور خدمات آموزشي ارائه خواهد داد به دنبال آن تعدادي از دانشگاه ها اعلام آردند آه راه اندازي آموزش الكترونيكي را جزو برنامه هاي خود قرار داده اند و در حال حاضر تعدادي از آنها دروسي را به صورت تك درس براي دانشجويان حضوري خود ارائه آرده اند . اندآي بعد از اقدام دانشگاه ها در استفاده از روش آموزش الكترونيكي ، آموزش وپرورش آه بزرگترين بخش آموزشي آشور است، فعاليت هايي را در اين زمينه شروع آرد و در حال حاضر تعدادی مؤسسه خصوصي نيز از روش آموزش الكترونيكي بهره مند هستند. ٤

متادیتا یا فراداده یا ابرداده

اصطلاح "متا" از یک کلمه یونانی گرفته شده است و بيانگر چيزهایی است که بيش از ماهيت خودشان هستند . متادیتا یا فراداده ابزاری است که منبع اطلاعاتی را توصيف می کندو در واقع متاديتا داده ی ساخت يافته اي است که به تشريح جزئيات منبع داده مي پردازد وقادر است تا مقادير زيادي از اين جزئيات متشابه را به صورت کاتالوگ هاي مجزا ذخيره و در صورت لزوم تسهيم نمايد . کاربرد اصطلاح "متادیتا " به حدود بيست سال پيش باز می گردد تا جایی که امروزه جز تفکيک ناپذیری از دنيای وب گردیده است . البته کاربرد مفاهيم اساسی متادیتا در ارتباط با مجموعه های اطلاعاتی سازمان یافته به مدتهای طولانی قبل از خلق اصطلاح آن باز می گردد . اولين گامها جهت توسعه متادیتا در

خصوص فرا داده های کتابخانه ای برداشته شده است . این فراداده های کتابخانه ای شامل ایند کسها، چکيده ها، و فهرست رکورد های ایجاد شده بر اساس قوانين فهرستنویسی و استانداردهایی نظير انگلو امریکن می باشند .مفاهيمی در خصوص تبيين مفهوم متادیتا به شرح ذیل توسط "گيلند و سواتلند" مطرح گردیده است. ٥

- متادیتا تنها منحصر به شکل دیجيتالی نمی باشد،

- متا دیتا غالبا به توصيف یک شی اطلاعاتی می پردازد،

- متادیتا می تواند در بر گيرنده یک سری از منابع مختلف باشد،

- در طول توسعه یک شی اطلاعاتی متادیتاهای مربوط به آن نيز توسعه پيدا می کنند.

  منابع:

١.شرکت نرم افزاری پسنا. آموزش الکترونيکی. قابل دسترس از :

http://pasnaco-elearning.htm .تاریخ دسترسی ٨ فروردین ١٣٨٥

٢. نجاتی ، عليرضا و زیبایی، مهدی . الگوهای نوین انتقال دانش . آفتابگردان - مدیر تازه کار . ٢٠ اسفند ١٣٨٣ . قابل

دسترس در:

http://modiretazekar1.persianblog.com/#1005416 .تاریخ دسترسی ٢٥ فروردین ١٣٨٥

٣. حسن زاده، مریم( ١٣٨١ ). یادگيری الکترونيکی. تدبير.سال سيزدهم. شماره ١٢٢ . ص. ١٢٤

۴. ساازمان صدا و سيمای جمهوری اسلامی ایران. اداره کل آموزش .قابل دسترس از:

http://training.irib.ir/INFO/Magalat.htm .تاریخ دسترسی ١٥ فروردین ١٣٨٥

5. Gilland and Swetland A.J. Setting stage: an introduction to Metadata.

2000. Available from: http://www.getty.edue.gri/standard/intrometadata.html (Accessed on 5 March

2006)

6. Trickey, Keith V. Metadata for Information Management and Retrieval. New Library World. London:

2005.Vol.106, Issue. 3/4; p. 193

. ٧. حسنی ، فرنود. اصول نگارش در وب-قسمت دوم:مديريت وب سايت. ٢٧ دی ١٣٨٤

8. McCray, A.T. and Gallabher, M.E. "Extending the role of metadata in a digital library system."

Proceeding IEEE forum on research and technology advances in digital library (1999): 190-191

9. Chidambaram S.Shiva. "Basics of metadata" In Library and information networking NACLIN 98 edited

by H.K.Kaul .New Delhi, Delnet, 1999. pp.145-178

10. Dublin core 2000. Available from: http://purl.orQ/Dc (Accessed on March 2006

 

 برای دیدن کامل مقاله به آدرس زیر مراجعه نمایئد.

asemi@edu.ui.ac.ir , af_aesmi@yahoo.com

كمك به مديران براي تصميم گيري

شبيه سازي؛
كمك به مديران براي تصميم گيري


اسمعيل كندري
Es.Kondori@yahoo.com

چكيده

تصميم گيري براي استفاده كارا از نيروي انساني، تجهيزات و ديگر منابع سازماني براي هر مديري، امري ضروري است . از اين رو، مدير هميشه در صدد است تا بيشترين بهره‌وري را از امكانات و منابع خود براي دستيابي به هدفهاي از پيش تعيين شده، محقق سازد. شبيه سازي (Simulation)مي‌تواند به عنوان يكي از تكنيكهاي موَثر و پرقدرت مديران امروزي مورد استفاده قرار گيرد. شبيه سازي تقليدي از عملکرد يا سيستم واقعي با گذشت زمان است كه گذشته از اينکه با دست يا به وسيله کامپيوتر انجام مي شود، به ايجاد ساخت تاريخچه سيستم و بررسي آن به منظور دستيابي به نتيجه گيري هايي در مورد عملکرد سيستم واقعي مربوط مي شود. تكنولوژي و نرم افزارهاي شبيه سازي يكي از قدرتمندترين روشها و ابزارهاي در خدمت مديران، مهندسان صنايع، تحليل‌گران سيستمها و ... كه آنها را قادر مي‌سازد پيش از اتخاذ هر تصميمي در مورد هر سيستم توليدي يا خدماتي در دست پياده سازي و يا در حال كار را شبيه‌سازي كرده،بررسي‌هاي لازم آماري را در تمامي ابعاد آن، براي تصميم‌گيري بهتر و با هدف كاهش هزينه و افزايش سود يا راندمان به‏ عمل آورند.

مقدمه
تکنيک شبيه سازي، فرايندي است که به سازمانها کمک مي کند تا نتايج عملکرد و فرآيند تصميم گيري خود را پيش‌بيني، مقايسه و بهينه سازي كنند؛ بدون اينکه هزينه و ريسک تغيير فرآيندهاي جاري و اجراي جديد را ، متحمل شوند. در حقيقت، شبيه سازي فرآيندي تکنيکي است که امکان نمايش فرآيند ها، منابع، کالاها و خدمات را در مدل ديناميکي فراهم مي كند. به وسيله اين ابزار كارامد، مي توان هزينه ها و ريسک اتخاذ تصميمهاي نادرست در سازمان را کاهش داد و فرآيندها و محصولات سازمان را بهبود بخشيد. هدف از ايجاد شبيه سازي به عنوان ابزاري جهت تحليل براي پيش بيني تاثير تغييرات سيستمهاي موجود و طراحي براي پيش بيني عملکرد سيستم جديد است. مطالعات شبيه سازي براي تغيير در چگونگي روشهاي كار و روشهاي به كارگيري منابع است. مطالعات شبيه سازي مـــي تواند تاثيرهاي فراواني بر ارزش افزوده نهايي داشته باشند. اين امر موجب شده است كه در مهندسي مجدد طرحها، طراحي كارخانه و محصول، شبيه‌سازي كاربردهاي ويژه خود را يافته، مدل سازي از واحدهاي توليد، مطرح و اجرا شود. شبيه سازي يكي‌ از روشهايي است‌ كه‌ براي‌ شناخت‌وضع‌ موجود و بهبود عملكرد سيستمها به وجود آمده‌ و يكي‌ از پرقدرترين‌ و مفيد ترين‌ ابزارهاي‌ تحليل‌ عملكرد فرايندهاي‌ پيچيدة‌ سيستمها است.‌ با استفاده از شبيه‌سازي، مي‏توان طيف گسترده‌اي از مسائل ديناميك (پويا) را در حوزه‌هاي ساخت و توليد، پشتيباني و خدمات، تجزيه و تحليل كرد. شبيه‌سازي اين امكان را فراهم مي ‏آورد تا بتوان جريان مواد و كالاها، منابع انساني، و اطلاعات را در سازمان خود مدل سازيد و به واسطه شبيه سازي و تنظيم سناريو‏هاي مختلف، انيميشن 3 بعدي و ... سيستم را مورد تجزيه و تحليل قرار داده، نسبت به انجام بهبودهاي بالقوه در آن اهتمام ورزيد. تغييرات در سيستم را مي توان ابتدا شبيه سازي کرد تا تاثيرشان بر عملکرد سيستم پيش بيني شود. شبيه سازي به منظور بررسي سيستمهاي در دست طراحي نيز پيش از ايجاد آنها، کاربرد دارد.


تعريف شبيه سازي
شبيه سازي در فرهنگنامه WEBSTER به معناي: وانمودكردن يا نايل شدن به اصل چيزي بدون واقعيت است. شبيه سازي رايانه اي را به فرايند مدل سازي با استفاده از روابط رياضي و منطقي و نيز اجراي مدل به وسيله رايانه گويند.
شبيه‌سازي، تکنيکي است که امکان نمايش فرآيندها، منابع، کالاها و خدمات را در مدل ديناميک رايانه اي فراهم مي‌سازد. در حقيقت شبيه سازي رايانه‌اي ابزاري نيرومند براي پشتيباني از تصميمهاي مديريت و کاهش ريسک فرآيند تصميم‌گيري با استفاده از ارزيابي و تحليل استراتژي هاي مختلف است.
از شبيه‌سازي‌ تعريفهاي‌ زيادي‌ ارائه‌ شده‌ است،‌ اما جامعترين‌ و كاملترين‌ تعريف‌ را شانون‌ ارائه‌ داده‌ است:‌
شانون‌در كتاب‌ خود: علم‌ و هنر شبيه‌ سازي‌سيستم‌ها شبيه‌ سازي‌ را چنين‌ تعريف‌ مي‌كند: شبيه‌ سازي‌ عبارت‌ از فرايند طراحي‌ مدلي‌ از سيستم‌ واقعي‌وانجام‌ آزمايشهايي‌ با اين‌ مدل‌ است‌ كه‌ با هدف‌ پي‌بردن‌ به‌ رفتار سيستم‌ ، يا ارزيابي‌ استراتژيهاي‌ گوناگون‌ - درمحدوده‌اي‌ كه‌ به‌ وسيله‌ معيار و يا مجموعه‌اي‌ از معيارها اعمال‌ شده‌ است‌- براي‌ عمليات‌ سيستم‌، صورت ‌مي‌گيرد. (شانون،1731 )

شبيه سازي چيست؟
شبيه سازي علم و هنر ساختن نمايشي (مدلي) از يک پروسه يا سيستم، به منظور ارزيابي و آزمايش راهبردها مي باشد، و يا شبيه سازي، روشي براي آگاهي از نتايج ايده‌هاي پيشنهادي پيش از اجراي آنها است.
شبيه سازي را مي توان براي: 1. بررسي و آزمايش روابط متقابل هر سيستم ساده و يا پيچيده؛2. مشاهده تغييرات اطلاعاتي، سازماني و محيطي و تاثير اين تغييرات بر رفتار مدل؛3. شناخت و اصلاح در سيستم در حال بررسي؛4. به منظور تحقيق در مورد پاسخهاي تحليلي، مورد استفاده قرار داد.
در شرايطي ويژه بايد از شبيه سازي استفاده كرد و آن در صورتي است كه شرايط تحميلي از سوي مسئله، امكان استفاده از راههاي ديگر را براي حل آن مسئله محدود كند. اين شرايط شامل:
زماني است که تجزيه و تحليل جبري ميسر نيست، مانند: سيستم هاي غير قطعي، سيستم هاي پويا، سيستم هاي پيچيده.
  زماني است که امکان آزمايش در دنياي واقعي وجود ندارد : سيستم هنوز ايجاد نشده است، ريسکهاي زياد و خطرناکي وجود دارد، هزينه آزمايش بالا باشد.
اما زماني ممكن است استفاده از شبيه سازي منجر به تامين هدفهاي مورد نظر نشود. در اين مواقع بهتر است براي حل مسئله، به دنبال راه حل ديگري باشيم. اين موارد شامل زماني است كه:
- مسئله به طور کامل بررسي ومطالعه نشده باشد.
- هدف فرموله شده اي وجود ندارد.
- بتوان مسئله را از راه محاسبات جبري حل کرد.
- هيچ ديدي نسبت به جوابهاي مسئله وجود نداشته باشد.
- بهره وري سيستم بسيار بالا باشد و الگوي ورود نيز بي نظم باشد.
براي ايجاد شرايط مناسب تدوين فرايند شبيه سازي، مراحلي متصور است. انجام درست اين مراحل متضمن نتيجه گيري بهينه خواهد بود. اين مراحل عبارتند از:
1. تعريف مسئله؛ 2. مشخص کردن هدفها؛ 3. بيان شرح کلي از سيستم؛ 4. جمع‌آوري‌‌ داده‌ها؛‌‌5. ساخت‌ ‌مدل؛  6. اعتبارسنجي و اعتبار بخش؛
  7.اجراي مدل؛ 8. تجزيه و تحليل نتايج؛ 9. جمع بندي و ارائه گزارش.

چرا بايد شبيه سازي کنيم؟
اما پرسشي كه به طور معمول ايجاد مي شود اين است كه انجام شبيه سازي چه لزومي دارد و چرا اين تكنيك امروزه گستردگي روز افزوني يافته است؟ در پاسخ بايد گفت:
- ممكن است آزمايشها روي سيستم واقعي، عمليات‌ سازمان‌ را مختل‌ سازند.
- از آنجا كه مردم‌ جزء جدا نشدني‌ سيستم‌ هستند، نتايج‌ حاصل‌ ممكن‌ است‌ متأثر از اثر هاثورن‌ باشند ، يعني‌مردم‌ به‌ علت‌ زير‌ نظر بودن‌ ، ممكن‌ است‌ رفتارشان‌ را تغيير دهند .
- ممكن‌ است‌ يكسان‌ نگهداشتن‌ شرايط‌ عمل‌ براي‌ هر بار تكرار يا اجراي‌ آزمايش‌ بسيار مشكل‌ باشد .
- به‌دست‌ آوردن‌ حجم‌ نمونه‌اي‌ يكسان‌ (و در نتيجه‌ معني‌ دار بودن‌ آماري‌) ممكن‌ است‌ به‌ زمان‌ و هزينة‌زيادي‌ نياز داشته‌ باشد .
- ممكن‌ است‌ كه‌ آزمايش‌ كردن‌ در جهان‌ واقعي‌ امكان‌ كاووش‌ بسياري‌ از گزينه‌ها را به‌ دست‌ ندهد.
دلايلي كه در بالا گفته شد به دليل مزايائي است كه اين تكنيك در رويارويي با محيط دارد. از جمله اين مزايا مي توان به موارد زير اشاره كرد:
1. از اين روش مي توان در کمک به تحليل هر سيستم استفاده کرد، هرچند داده هاي ورودي ناقص باشد.
2. معمولا دستيابي به داده هاي شبيه سازي بسيار کم هزينه تر از فراهم آوردن داده‌هاي مربوط به سيستم حقيقي است.
3. پس از ساختن هر مدل، مي توان به منظور تحليل طرحهاي پيشنهادي، بارها آن را به کار گرفت.
4. به کار گيري اين روش معمولا آسانتر از روشهاي تحليلي است.
5. در برخي موارد تنها راه يافتن مسئله است.
هرچند شبيه سازي تكنيك كارامدي در بسياري از زمينه هاي ذكر شده را دارد، اما بايد توجه داشت اين روش ضعفهايي هم دارد، كه عبارتند از:
1. مدلهاي شبيه سازي شده معمولا پر هزينه است؛ زيرا ساخت و معتبر سازي آنها معمولا زمان بر است.
2. شبيه‌ سازي‌ دقيق‌ نبوده‌ و نمي‌ توان‌ درجه‌ اين‌ بي‌ دقتي‌ را اندازه‌ گرفت‌. تحليل‌ حساسيت‌ مدل‌ نسبت‌ به‌تغيير مقدار پارامترها تنها بخشي از اين‌ مشكل‌ را حل‌ مي‌ كند.

انواع‌ شبيه‌ سازي‌
انواع‌ مختلفي‌ از شبيه‌ سازي‌ وجود دارد كه‌ اينجا برخي‌ از آنها را يادآور مي‌شويم‌ :
1 . شبيه‌ سازي‌ هماني: مدلها از نظر شباهت‌ به‌ سيستم‌ واقعي‌، در يك‌ حوزه‌ وسيع‌ قرار دارند . در انتهاي‌ اين‌حوزه‌ مي‌توان‌ خود سيستم‌ را به عنوان‌ مدل‌ آن‌ در نظر گرفت‌ و رفتار آن را بررسي‌ كرد‌. اين‌ روش‌ را شبيه‌ سازي‌هماني‌ نامند. به‌ عبارت‌ ديگر اين‌ روش‌ همان‌ آزمايش‌ مستقيم‌ روي‌ سيستم‌ است‌ كه‌ گرچه‌ ساده‌ به نظر مي‌رسد و در صورت‌ يافتن‌ پاسخي‌ براي‌ مسئله‌ مورد نظر، صد در صد قابل‌ استفاده‌ و مفيد است.
2 . شبيه‌ سازي‌ نيمه‌ هماني: همان‌گونه كه‌ از نام‌ اين‌ روش‌ بر مي‌آيد، در مطالعه‌ سيستم‌ سعي‌ مي‌شود تا آنجا كه‌امكان‌ دارد از اشياء و قوانين‌ واقعي‌ سيستم‌ استفاده‌ شود. تنها اشياء يا مراحلي‌ از سيستم‌ واقعي‌ كه‌ باعث‌ غيرممكن‌ شدن‌ شبيه‌ سازي‌ هماني‌ است‌، مدلسازي‌ مي شود. به عبارت‌ ديگر بخشي‌ از مدل‌ سيستم‌، واقعي‌و بخش‌ ديگر غير واقعي‌ يا شبيه‌ سازي‌ شده‌ است‌. براي‌ مثال:‌ مانورهاي‌ نظامي‌ كه‌ در آن‌ سربازان‌، افسران‌ وسلاح‌ها واقعي‌ بوده‌ ولي‌ خرابي‌ يا كشتاري‌ صورت‌ نمي‌گيرد و محل‌ عمليات هم، محل‌ واقعي‌ حمله‌ يا دفاع‌نيست.
3 . شبيه‌ سازي‌ آزمايشگاهي‌: در اين‌ روش‌ بعضي‌ از نماها و اشياي سيستم‌ واقعي‌ به وسيله‌ امكانات ‌آزمايشگاهي‌ ساخته‌ شده، بعضي‌ نماها و روابط‌ ديگر به‌ وسيله‌ نمادها جايگزين‌ مي‌شوند .
4 . شبيه‌ سازي‌ كامپيوتري‌: در شبيه‌ سازي‌ كامپيوتري‌، مدلي‌ كه‌ از سيستم‌ زير‌ بررسي‌ ساخته‌ مي‌شود، يك‌برنامه‌ كامپيوتري‌ است‌؛ يعني‌ تمامي‌ اشيا و نماهاي‌ سيستم‌ به‌ ساختارهاي‌ برنامه‌اي‌ و تمام مشخصات‌ و رفتارآنها به‌ متغيرها و توابع‌ رياضي‌ تبديل‌ مي‌شود . قوانين‌ و روابط‌ حاكم‌ بر سيستم‌ و ارتباطشان‌ با يكديگر دربرنامه‌ در نظر گرفته‌ مي‌شود . شبيه‌ سازي‌ كامپيوتري‌ به‌ علت‌ عملي‌ بودن‌ و دارا بودن‌ امتيازهاي‌ ويژه خود براي‌ بررسي‌ و مطالعه‌ اغلب‌ سيستم‌ها، از قبيل:‌ حمل‌ و نقل‌، بيمارستان‌، سيستم‌هاي‌ صنعتي‌، توليدي‌، ترافيك‌، انبار و غيره‌ به كار مي‌رود.

موارد استفاده از شبيه سازي
با توجه به مطالبي كه گفته شد و با گسترش اين تكنيك مفيد در دنياي امروزي، موارد استفاده هاي مختلفي براي آن وجود دارد كه برخي از آنها به اين شرح است:
1. خطوط توليد از قبيل :خودروسازي، فولاد و... ؛
2. در كارخانه‌ها، بنادر، سيستم‌هاي حمل‌ونقل و لجستيك؛
3. خطوط ريلي و مترو؛
4. فرودگاهها و خطوط هوايي؛
5. مديريت زنجيره تامين و سيستم هاي توزيع؛
6. صنايع نفت، پتروشيمي و گاز؛
7. ترافيك درون شهري و جاده‌اي؛
8. گردش افراد در مناطقي از قبيل فرودگاه، ايستگاه قطار براي كاستن از انبوه جمعيت.

نتيجه گيري
تکنيک‌هاي شبيه سازي که براي ارزيابي سيستم ها به کار مي روند، ابزار بسيار مناسبي براي بهبود کيفيت مقياس ، و معيارهاي مورد استفاده در فرآيند طراحي، کدگذاري، و آزمايش گامهاي سازمان ارائه مي دهند که مي توان آن را در شرايط واقعي به کار گرفت. در نتيجه، احتمال وجود نقص در محصولات و خدماتي که به مشتري ارائه مي شوند کاهش يافته، نيازها و خواسته‌هاي مشتريان برآورده شده، سازمان به كاميابي در مأموريت خود دست مي يابد.
از سوي ديگر با استفاده از تکنيک شبيه‌سازي مي توان هزينه‌ها را پيش بيني و اولويتها را تعيين كرد. محصولات و خدمات را طبقه بندي کرده، نيروي کار مورد نياز را تشخيص داد و در حقيقت با استفاده از داده هاي حاصل از به کارگيري تکنيک شبيه سازي، مديريت با اطمينان بيشتري در مورد هزينه، بودجه، نيروي انساني و... برنامه ريزي و تصميم گيري مي كند.

منابع

1. شانون رابرت، علم و هنر شبيه سازي سيستم‌ها‌، مرکز نشر دانشگاهي، 1371
2. دكتر حسن صالح فتح‌آبادي: شبيه سازي سيستم‌ها به وسيله كامپيوترهاي رقمي، نشر دانشگاهي،1378
3. مومني‌ ، منصور: پژوهش‌ عملياتي‌ (مدلهاي‌ احتمالي‌)، انتشارات‌ سمت‌،0831
4. جري بنکس و جان کارسن، شبيه سازي سيستم‌هاي گسسته- پيشامد، انتشارات دانشگاه شريف، 1376
5. مقالات اينترنتي

_ مهندس اسمعيل کندري: دانشجوي کارشناسي ارشد، رشته مديريت صنعتي، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات تهران

5اصل راهنما در کاربرد مؤثر فناوری آموزشی

اصل یک: در آموزش، موضوع یادگیری به طور کامل به یادگیرنده نمایش داده شود، نه این که صرفاً اطلاعات جزئی درباره موضوع به یادگیرنده ارائه شود.

دانش و مهارت های گوناگونی برای یادگیری وجود دارند. در اغلب موارد، حتی زمانی که عمل نمایش  و ارائه هم صورت گرفته، ممکن است با نوع دانش و مهارت مورد آموزش تناسبی نداشته باشد.

تمیز دادن مفهوم خاصی از انواع گوناگون یک مفهوم، نوعی یادگیری اساسی است و به ارائه نمونه هایی از آن طبقه که با نمونه های طبقه مورد نظر متفاوت است، نیاز دارد. زمانی که توجه یادگیرنده بر ویژگی های خاصی متمرکز می شود، وی می تواند، دلایل تعلق یک نمونه به طبقه خاص را بیان کند. این نوع نمایش و ارائه، غالباً در آموزش ها مورد غفلت قرار می گیرد.  

اجرای روش کارها ( چگونگی اجرا) یکی دیگر از انواع یادگیری اساسی است. نمایش مناسب برای چگونگی اجرا، نشان دادن روند گام های اجرایی به یادگیرندگان است. در حالی که توجه یادگیرندگان بر عمل اصلی متمرکز است، باید اهمیت هر گام ( توالی و ترتیب آن) را توضیح داد و نشان داد که اگر گامی اشتباه برداشته شود، چه اتفاقی رخ می دهد ( نتیجه ). نمایش روش کارها غالباً در آموزش های فعلی وجود دارد، اما غالب اوقات چرایی و چگونگی آن مورد غفلت واقع می شود.

دانستن چگونگی و چرایی فعالیت یک فرایند ( چه اتفاقی می افتد ) یکی دیگر از انواع یادگیری اساسی است. نمایش مناسب در مورد یادگیری " چه اتفاقی می افتد "، این است که به یادگیرندگان تصور واضحی از فرایند را نشان دهیم و توجه آنان را به شرایط لازم ( چرایی ) و توالی ( چه چیز ) که در این شرایط باید دنبال شود، جلب کنیم، همچنین باید به یادگیرندگان نشان بدهیم، وقتی که شرایط تغییر کند، وقتی شرایط ناصحیح باشد یا وقتی که شرایط مهیا نباشد، چه اتفاقی می افتد. این نوع نمایش نیز در آموزش ها کم تر مدنظر قرار می گیرد.

اصل دو: نمایش و ارائه، با اهداف یادگیری متناسب باشد.

" تمرین ... مهیا می کند ". هر کسی می تواند این جمله را به نوعی کامل کند. اما، معمولاً ما اعتقاد داریم که تمرین تنها برای مهارت های جسمانی مانند ورزش، نواختن آلات موسیقی یا تایپ کردن به کار می رود. در واقع، تمرین بیشتر با نوعی تکرار تکلیف، برای یادسپاری یا کسب مهارت مساوی پنداشته می شود. به طوری که نظریه ها و پژوهش ها نیز متفق القولند که ما از طریق " انجام دادن " بیشتر یاد می گیریم، نه از طریق مشاهده کردن یا گوش دادن. دراین جا به نظر می رسد، رابطه وارونه ای بین سطح مدرسه و کاربرد مناسب وجود داشته باشد. معلمان ابتدایی نباید فکرکنند که دانش آموزان مهارت خواندن را از طریق گوش دادن به دیگران یاد می گیرند و یا روابط ریاضی را از طریق مشاهده نوشته دیگران یاد می گیرند. بلکه بچه ها معمولاً از طریق انجام دادن یاد می گیرند. در هر حال کودکان و حتی بزرگسالان از طریق انجام دادن بهتر یاد می گیرند. با بررسی تعدادی از محصولات فناوری محور می توان دید، که اغلب آنها تمرین و کاربرد مناسبی را برای یادگیرنده در نظر نمی گیرند.

اصل سه: یادگیرنده برای حل مسائل خود، دانش یا مهات جدید را به کار گیرد.

همان طور که برای انواع اهداف آموزشی ، نمایش های متفاوتی وجود دارد، برای هر هدف آموزشی بخصوص، نحوه کاربرد متناسبی نیز وجود دارد. کاربرد یا تمرینی که با اهداف آموزشی تناسبی نداشته باشد، نمی تواند عملکرد را بهبود بخشد. برای نمونه، برای یادگیری تمیز مفهوم، کاربرد مناسب این است که طبقه تعلق نمونه ها را تعیین کنیم و ویژگی های شاخص آنها را نشان دهیم ( چرایی ). در " یادگیری چگونگی " کاربرد مناسب آن است که روند کار را اجرا کنیم ( انجام دادن فعالیت ). یا حداقل فرایند انجام دادن فعالیت را شبیه سازی کنیم. برای " یادگیری چگونگی رخ دادن " کاربردی مناسب است که روند فعالیت فرایندی را در شرایط مورد نظر پیش بینی کنیم و یا معایب شرایط مورد نظر را در یک فرایند پیش بینی شده، پیدا کنیم.

اصل چهار: تمرین ها و آزمون ها با اهداف آموزش متناسب باشد.

بارها ازمعلمان خود شنیده ایم که می گویند " شما فعلاً نمی توانید این موضوع را درک کنید ولی اهمیت آن را در آینده خواهید فهمید. چرا ؟ به این دلیل که اغلب برنامه های درسی طوری تنظیم شده اند که فقط دانش ارائه می دهند و فاقد کاربرد و تمرین مناسب اند. در اغلب آموزش ها، انتظار بر این است که مجموعه ای از حقایق و روش کارها به طور مجزا به یادگیرنده آموخته شود تا برای حل بعضی از مسائل به کار گرفته شود و در آینده قسمت های کامل تر آن به صورت بخشی از برنامه درسی به یادگیرنده یاد داده شود. در آموزش روش کارها ( نظیر مهارت ماشین نویسی ) اغلب، به یادگیرندگان تمام مهارت های لازم آموزش داده می شود. اما بعضی اوقات، مثلاً برای نوشتن یک سند مواردی نظیر حساب، انگلیسی، وقایع تاریخی و...به طور مجزا و جدا از زمینه مهارت نوشتن آموزش داده می شود. در مثال های نظیر مثال بالا، گام ها، عملیات و یا اطلاعاتی خارج از زمینه کاربرد وجود دارند، که در این صورت می توان، این جمله را گفت : " شما حالا نیاز ندارید به این اطلاعات بیشتر توجه کنید، بلکه اینها در آینده برای شما کاربرد خواهند داشت ."

اصل پنج: یادگیرنده برای حل مسائل دنیای واقعی با مسائل در سطح مسئله برخورد کند نه در سطح جزئی از عملیات و گام های مربوط به مسئله.

ابزارهای توسعه

اکثر تدوینگران برجسته ابزارهای آموزشی، نیاز به آموزش های گسترده ای در زمینه اصول و برنامه سازی دارند. به عبارتی، ابزارهای تولیدی آنها از راهنمایی های اصول اساسی آموزشی و یادگیری بی بهره اند. این ابزارها کاربران را روان شناس تربیتی یا طراح آموزش فرض می کنند که قبلاً اصول آموزش را یادگرفته اند. تعداد این قبیل موارد برای یک معلم کلاس، خاص و استثنائی نیست. بلکه این گونه موارد متعدد و بسیار است. همچنین تدوینگران ابزارهای در دسترس نیز در تولیدات خود به اصول آموزش و یادگیری توجه ندارند. تولیدات آموزشی هر دو گروه تدوینگران برجسته 7 و تدوینگران ابزارهای در دسترس،  ممکن است پر زرق و برق باشد، اما از لحاظ آموزشی معمولاً کارایی کافی ندارند.

یادگیری

 این ابزارها بیشتر بر تصاویر جذاب توجه دارند تا تمرین واقعی و معتبر. اغلب این ابزارها کاربرد مهارت یا تمرین مناسب را فراموش می کنند. آوردن تعدادی سؤال چند گزینه ای را نمی توان به منزله تمرین یا کاربرد مناسبی برای یک مهارت تازه آموخته شده ، دانست.

آموزش و پرورش نیاز به ابزارهای فناوری محوری دارد که معلمان را قادر کند تا در اجرای تجارب آموزشی فناوری برای دانش آموزانشان از خود خلاقیت نشان دهند، تجاربی که در آنها اصول اساسی یادگیری و آموزش دخیل شده باشد.

فرق نظام های تدوین شده موجود با ابزارهای مورد انتظار در

ابزارهای مورد انتظار باید دارای کتابخانه باشد که سریع و آسان قابل استفاده باشد و معلمان بتوانند در تدریس مطالب به سهولت از آن استفاده کنند. یادگیرنده باید بتواند با وارد کردن یک کد یا شماره تعاملات مناسبی با این ابزارها داشته باشد. این کتابخانه کارآمد باید دارای شیوه های متفاوتی برای آموزش " انواع بازده های یادگیری " نظیر " چگونگی اجرا " و " چه چیز اتفاق می افتد "، داشته باشد.

این کتابخانه باید همچنین اصول اولیه آموزش و یادگیری ای را در درون ساختار و تعاملاتش لحاظ کند که برای انواع بازده های یادگیری مناسب باشد. این کتابخانه باید به حد کافی انعطاف پذیر باشد و به معلمان اجازه خلاقیت و نوآوری بدهد. همچنین، نباید کاربرانش را روان شناس تربیتی یا فناور آموزشی تصور کند. این ابزارها باید به معلمان کمک کنند تا آنها بتوانند، تشخیص دهند که این کتابخانه برای اجرای اهداف آموزشی شان مناسب است.

این ابزارها باید حامی نظام های گوناگون ارائه باشند و دارای کتابخانه کارآمد و سهل الوصول برای اجرای آموزش دروس از طریق اینترنت و نظام های فناوری فردمدار باشند. این کتابخانه باید نگاه تلفیقی به آموزش و پرورش داشته باشد، و به معلمان اجازه ارائه ترکیبی در بین کلاس های گوناگون را بدهد و همچنین آموزش از راه دور، تجارب زمینه ای و سایر انواع فعالیت ها را نیز ممکن کند.

این ابزارها باید حامی تعامل دانش آموزان باشد و همچنین توانایی های دانش آموزان در انجام فعالیت های online و offline را پشتیبانی کند. این ابزارها باید بتوانند ، کار دانش آموزان را تصحیح کنند، و به آنها بازخورد بدهند. وقتی که این ابزارها نتواند، کارهای دانش آموزان را به طور خودکار تصحیح کنند، بهتر است رهنمودهایی برای معلمان و تصحیح کار دانش آموزان داشته باشند. یا زمانی که انجام کاری فراتر از قدرت فناوری است، در این شرایط معلم باید بتواند از تمرین های معلم محور و فناوری محور به صورت تلفیقی استفاده کند.

این ابزارها باید مشارکت و همکاری بین دانش آموزان را هم به شیوه تعامل و هم به شیوه تعامل مجازی ( از راه دور ) ترغیب کند و حامی روابط بین دانش آموزان با یکدیگر و با معلم باشد. این ابزارها باید بتوانند، به والدین دانش آموزان درباره فعالیت های یادگیری ، اطلاعات ارائه بدهند.

با وجود دسترسی به برخی از ابزارهای آموزشی، استفاده مؤثر از ابزارهای فناوری محور، به معلمان فداکاری بستگی دارد که دوست دارند ، اوقات فراغت خود را صرف یادگیری و استفاده از ابزارهای پیچیده کنند و همچنین وقت خود را به مطالعه بکارگیری اصول یادگیری و آموزش در نمایش و تمرین اختصاص بدهند.

اصلاح نظام آموزشی برای حمایت ازمعلم – فناوری

تنها تهیه ابزارها، نمی تواند اصلاحات وسیع مورد نیاز را فراهم کند تا شاهد افزایش چشمگیر استفاده مؤثر از فناوری در آموزش باشیم، مگر این که تغییر قابل ملاحظه ای برای پشتیبانی از معلمان در نظام مدارس به وقوع بپیوندد.  معلمان فداکار بسیاری هستند که انگیزه اصلی آنها ، کمک به یادگیری کودکان است. آری، اغلب این معلمان در نظام گم می شوند، اما هنوز توانایی های بالقوه زیادی وجود دارد که می تواند اصلاحات مهمی در نظام آموزش ایجاد کند . من [مریل] ستایشگر این معلمان فداکاری هستم که به تربیت شش فرزندم کمک کرده اند و حالا هم در تربیت نوه هایم می کوشند. من شرایط سخت شغلی معلمان را درک و با آنها همدردی می کنم.

اگر فناوری عامل مهمی در اصلاح آموزشی است، پس معلمان باید برای تولید و استفاده از محصولات آموزشی فناوری محور قوی تر شوند. برای ایجاد این گونه اصلاحات باید این تغییرات صورت گیرد:

1- معلمان برای نوآوری در برنامه درسی و روش، نیاز به آزادی بیشتری دارند. به نظر می رسد، نوعی ترس باعث می شود که معلمان نتوانند به نحو احسن تدریس کنند و معمولاً مجبور می شوند، برنامه درسی ای را اجرا کنند که از طرف حاکمان سیاسی یا سرمایه گذاران آموزشی تحمیل شده، نه از طرف جامعه محلی. اکثر معلمان در این زمینه تجاربی دارند که بیان کننده همین مطلب است. معمولاً معلم می داند موضوع مورد نظر خود را چگونه آموزش دهد، اما در برابر بعضی از برنامه های درسی و یا روش های اعمال شده ، درمانده می شود.

2. معلمان برای نوآوری نیاز به مشوق دارند. دریافت حقوق بر مبنای زمان و نه بر مبنای شایستگی و لیاقت در هر نظامی، بزرگ ترین تهدید کننده نوآوری است. چرا معلم خطر کند و وقت صرف کند، در حالی که هیچ امیدی به پاداش بیرونی یا مشوق نیست.

نکته بسیار جالب این که، اغلب معلمان وقت و پولشان را تنها به سبب فداکاریشان به کودکان صرف می کنند. در شرایطی که برای معلمان انگیزه و نوآوری ایجاد شود، محصولات و برنامه های آموزشی فوق العاده ای تهیه می شود.

3. معلمان برای نوآوری نیاز به کمک دارند. این مورد شامل حال همه معلمان می شود. چرا معلم باید همه کارهای مربوط به ویرایش، خدمات فنی و سایر موارد مربوط به کارهایش را خودش انجام بدهد؟ در بعضی از سازمان های دیگر، معمولاً مدیران از کارکنانی که توانایی فایده رساندن به سازمان را دارند، پشتیبانی می کنند. اگر والدین بتوانند داوطلبانه برای انجام کارهای فنی و خدماتی به نظام مدرسه کمک کنند، زمینه ای فراهم می شود تا معلمان بتوانند به نقش اصلی آموزش خود توجه بیشتر داشته باشند و اقدام به ابداع و ارائه راه حل های نو و خلاق بکنند. در این صورت به طور حتم نوآوری حاصل می شود.

4. معلمان باید رایانه شخصی داشته باشند. آنان برای طراحی، آماده سازی، و ارائه مواد یادگیری به ابزارهایی نیاز دارند. ابزار چند کارکردی عصر اطلاعات ، رایانه شخصی است. برای هر معلمی باید رایانه تدارک دیده شود تا این که اکثر آنان رایانه شخصی داشته باشند. بدون آن احتمال انتشار نوآوری های مهم فناوری محور بسیار کم است.

5. دانش آموزان باید به رایانه شخصی دسترسی داشته باشند. هفته ای یک ساعت به سایت رایانه رفتن را نمی توان، دسترسی داشتن به رایانه یا رایانه شخصی تلقی کرد. در اندک مدارسی که رایانه در دسترس همه دانش آموزان قرار می گیرد، نوآوری های بسیار جالبی رخ می دهد.

نتیجه گیری

فناوری آموزشی به خودی خود نمی تواند ، اصلاحات بنیادی در آموزش و پروش ایجاد کند. ولی با اصلاحات مناسبی که انجام دادن آنها چندان هم مشکل نیست ، می توان به اصلاح آموزشی رسید و آن از طریق معلمان است. و اما آنها به چه چیزهایی نیاز دارند؟

آنها به توسعه ابزارهای مناسبی نیاز دارند که حاوی اصول اولیه آموزش باشد و معلمان را به توسعه محصولات فناوری محور بر اساس اصول آموزش مؤثر، راهنمایی کنند. فناوری زمانی قادر به اصلاح آموزشی است که به معلمان اجازه نوآوری و خلاقیت داده شود، به آنها آزادی عمل داده شود و مشوق های مناسبی برای آنان تدارک دیده شود. و همچنین باید برای ایجاد اصلاح آموزشی و نوآوری، برای معلمان ابزارهای فناوری (هم نرم افزار و هم سخت افزار رایانه ای ) تهیه شود.

منبع

www.tebyan.net

Merrill , M.D. (2002). Effective Use of Instructional Technology Requires Educational Reform. Educational Technology , July – August , 2002.

ام . دیوید مریل / ترجمه : فرهاد سراجی 

مجله رشد تکنولوژی آموزشی، شماره 4

گر خسته ای بمان وگر خواستی بدان:

ما را تمام لذت هستی به جستجوست

پویندگی تمامی معنای زندگیست...

مشیری