چکیده ديدگاههای موجوددرنظریه های برنامه ي درسي :

ديدگاه برنامه درسي عبارت است از يك موضع گيري اساسي درباره ي ياد دهي – يادگيري و ابعاد گوناگون نظري و علمي . ديدگاههاي موجود در برنامه ريزي درسي عبارتند از :

۱- ديدگاه رفتاري۲- ديدگاه موضوعي / ديسييپلني ۳- ديدگاه اجتماعي ،۴- ديدگاه فرايند شناختي، ۵- ديدگاه رشدگرا ،۶- ديدگاه انسانگرايانه ،۷- ديدگاه ماوراي فردي با كل گرايانه  ۸- فراديدگاهها يا ديدگاههاي فراگير. 

 ۱-   ديدگاه رفتاري

    ديدگاه رفتاري در آموزش و پرورش نفوذ بسياري داشته و از طريق نهضتي موسوم به « تابعيت مدار » اين تأثير استمرار يافته است آموزش و پرورش قابليت مدار بر هدفهاي رفتاري ، اندازه گيري مبتني بر معيار و ساير تدابير ناظر به پاسخگويي تأكيد مي ورزد .   مولفه ي ديدگاه رفتاري عبارتند از : شرطي كنشگر ، شرطي متقابل و آموزش و پرورش قابليت مدار نظريه شرطي كنشگر اسكينر به طور گسترده اي در زمينه ي يادگيري مدرسه اي بكار گرفته شده است او بويژه از يادگيري بر مبناي آموزش برنامه اي همچنين شكل دادن به رفتار دانش آموزان با استفاده از تقويت كننده هاي مثبت حمايت كرده است . شيوه هاي  شرطي متقابل نيز رفتار درماني در كلاس درس استفاده شده  برخي از آنها كانون توجه خود را بر كنترل فشارهاي رواني و ايجاد رفتار جرأت آميز قرار داده اند .  آموزش و پرورش قابليت مدار با تأكيد بر هدفهاي رفتاري ، آزمونهاي مبتني بر معيار و شيوه هاي يادگيري درصد تسلط ، برنامه هاي تربيت معلم ، آموزش ابتدائي و متوسطه و همچنين حداقل قابليت هاي ضروري براي فراغت از تحصيل را تحت تأثير قرار داده است.

 ۲-    ديدگاه موضوعي / ديسيپلني :در اين قسمت دو رويكرد بررسي مي شود يك رويكرد موضوعي كه در آن تمركز بر آن دسته از موضوعها يا مواد درسي است كه بطور سنتي در دوره ي ابتدائي ومتوسطه عرضه مي شود در رويكرد دوم يا رويكرد ديسيپلني ، تأكيد بر قلمروهاي علمي و بخصوص بر روشهاي مورد استفاده ي متخصصان و دانشمندان در هر يك از اين قلمرو ها قرار دارد . در ديگاه  موضوعي برنامه درسي بر اساس چگونگي رشد و توسعه دانش در حوزه هاي گوناگون علمي سازمان دهي مي شوند و ويژگي آن تأكيد بر استفاده از فنون آموزش مستقيم مانن سخنراني و از برخواندن است همچنين برخي از موضوعها اجباري  و برخي ديگر اختياري هستند . براي تدرس در چهار چوب برنامه هاي درسي ، معلمان براي تدريس در يك ماده درسي تربيت مي شوند . بنابراين معلمان از تسلط و توانايي براي تدريس يك موضوع خاص برخوردارند . زمان كلاس ورزشي نيز حول محور موضوعهاي تعيين مي شود.

         درديدگاه ديسيپلني آرمانهاي تربيتي بر تسلط دانش آموزان بر چهار چوب مفهومي و شيوه هاي پژهش در يك قلمرو علمي تأكيد دارد . در  اين ديدگاه تكيه عمومي بر يادگيري اكتشافي است و طي آن دانش آموزان اصول اساسي يك ديسيپلني را كشف كرده آنها را در شرايط و موقعيت هاي ديگر بكار مي بندد و معلم دانش آموزان را در فرايند اكتشاف كمك مي كند و موقعتي را فراهم مي سازد نا دانش آموزان بتواند درباره آن فرضيه سازي ، بررسي فرضيه ها در سايه ي داده ها و نتيجه گيري بر اساس كاوش به عمل آمده بپردازد . محيط با ديگري نيز شامل موادومنابع يادگيري مرتبط با يك ديسيپلني خاص است . نقش معلم نيز تأمين منابع آموزشي است و به گونه اي كه حكايت از پشتيباني فرايند اكتشاف مي نمايد عمل مي كند . معلم بايد در يك ديسيپلني متخصص بوده براي به نمايش گذاشتن فرايند پژوهش و الگو گرفتن آمادگي داشته باشد معلم حاكم نيست بلكه ترغيب كننده و تسهيل كننده پژوهش و اكتشاف است .

      تفاوت ديدگاه ديسيپلني با ديدگاه موضوعي را بايد در اين امر جستجو كرد كه ديدگاه ديسيپلني معيار شخصي را براي تشخيص حوزه ها ي علمي مطرح مي نمايد در حاليكه ديدگاه موضوعي از معيارهايي همچنين در مقايسه با ديدگاه موضوعي به يادگيرنده به شكل موجودي فعالتر نگريسته مي شود و اغلب مي پردازد و تأكيد بر كاوش و اكتشاف است و تلاش بر اين است كه دانش آموزان را به شكل فعالتري درگير فرايند يادگيري سازيم تأكيد بروز بر تفكر شهودي نيز با رويكرد اكتشاف في در يادگيري ها فراهم مي شود .

۳-   ديدگاه اجتماعي :در اين ديدگاه تأكيد بر تجربه اجتماعي است به فرد در بستر خاص اجتماعي نگیرسته مي شود و تلاش بر اين است تا برنامه هايي متناسب با اين بستر و شرايط تدوين شود و چهار چوب اين ديدگاه رويكردها و ديدگاههاي فرعي مختلفي وجود دارد كه نقش هاي گوناگوني براي مدرسه تأمين است . دیدگاه اول بر انتقال فرهنگي تكيه دارد و وظيفه مدرسه را انتقال يا القاي ارزشها، سنت ها و اخلاقيات پذيرفته شده به وسيله جامعه به دانش آموزان میداند . ديدگاه دوم ديدگاه شهروندي ود مكراتيك است . در اين چهارچوب وظيفه مدرسه فقط انتقال ارزشها نيست . بلكه از دانش آموزان انتظار مي رود كه استقلال در تفكر پيدا كند . ديدگاه سوم تغيير اجتماعي است اين رويكرد وجود نابساماني هاي جامعه را تصديق كرده ، بر نقش مدرسه در رفع اين نابسامانيها تأكيد مي نمايد .

۴-   ديدگاه رشد گرا :مفهوم اساسي اين ديدگاه ان است كه رشد و تحول افراد مراحل مشخص و قطعي دارد و برنامه ريزي درسي بايد طوري طراحي شود كه چنين رشد يا تحولي را تسهيل بايد بخصوص محيط هاي يادگيري بايد گونه اي باشد كه موجب توقف باسكون فرد در يك مرحله ي خاص نگردند . نظر به پردازان مؤثر در تبين اين ديدگاه عبارتند از ژان پياژه ، اريك اريكسون و لانس كهلبرگ. 

۵-   ديدگاه فرايند شناختي ين ديدگاه به مطالعه نحوه ي تفكران انسان مي پردازد و برنامه هايي را تدوين مي كنند كه حالتهاي مختلف تفكر ( استدلال ) را تقويت كند . برخي از طرفداران اين ديدگاه معتقدند كه چنين برنامه هايي بايد كانون اصلي توجه نظام آموزشي را تشكيل دهند . براي مثال كارل براتير از تمركز مدارس بر آموزش مهارتهاي موسوم به R  3 ( خواندن ، نوشتن و حساب كردن ) و مهارتهاي تفكر حمايت كرده است . ديويد آزوبل الگوي « پيش سازمان دهنده » را مطرح ساخته و فلويد رابينسون و همكارانش ( ص مسئله ) اجرائي پروژه اي را با هدف رشد مهارتهاي فكري در دوره ي ابتدائي آغاز كرده اند . هیلداتابا،با ارائه رويكرد خود موجب تحريك و تقويت قابليت تفكر استقرايي يعني توان تغيير داده و استخراج تعميمها از آنها مي شود .

۶ ديدگاه انسان گرايانه :آموزش و پرورش انسان گرايانه را مي توان تا حدودي معلول زياده روي در ديدگاه ديسيپلني ارزيابي كرد . چرا كه برنامه هاي آموزشي انسان گرايانه سعي در مرتبط ساختن برنامه درسي با معنا و مفهوم شخصي داشتند در آموزش پرورش انسان گرايانه توجه برد و موضوع معطوف است يكي از آنها رشد خود پنداره ي دانش آموزان است ديگري رشد مهارتهاي ميان فردي است . از جمله افراد موثر در ديدگاه گرايانه آبراهام مازلو با طرح مفهوم « خود شكوفايي » است. كارل را جرزسير انديشه  در انسان با كاركرد تمام و كمال را مطرح نموده است . خود شكوفايي هدف هاي اصلي بسياري از برنامه هاي انسان گرايانه است . ارزشهاي و غايات در فضا يا بستر انسان گرايانه اهميت دارند و از نظر انسان گريان تأكيد بر فن آوري آموزش ، كافي نيست در عوض تأكيد اصلي بر كاوش و دستيابي به ارزشهاي فردي و اجتماعي است .

۷- ديدگاه ماوراي فردي يا گل گرايانه :آموزش و پرورش ماوراي فردي از آن جهت كه بر اهميت شكوفايي فردي تأكيد ورزد با ديدگاه انسان گرايانه شباهت دارد . اين ديدگاه توجه خود را به مرتبه يا مركز بالاتري از وجود قرار مي دهد كه در آن فرد يگانگي يا ارتباط با ساير شكلها را تجربه مي نمايد و دستيابي به مرحله خود متعالي را به منزله غايت مطلوب و مرحله اي وراي خود كفايي مطرح مي سازد كه در آموزش و پرورش انسان گرايانه هدف انگاشته مي شود و تأكيد بر اهميت تفكر شهودي است ويژگي بارز شهود درك آني و بدون واسطه امور است . برنامه هاي ماوراي فردي بر پرورش قوه ي خلاقيت ، اتخاذ رويكردهاي تازه در حل مسادل و هنرها ، بر اهميت روحانيت يا حيات دروني فرد تأكيد مي كند .

۸- فرادديدگاهها يا ديدگاه هاي فراگير :اغلب معلمان . مربيان از يك ديدگاه خاص پيروي نمي كنند و بيشتر مايلند تصميم گيريهاي خود را متكي بر چندين ديدگاه نمايند و يا از مجموعه هايي متشكل از دو يا سه ديدگاه استفاده مي كنند . اين فراديدگاهها عبارتند از : فراديدگاه دگرگوني و تحول اين ديدگاه بر تغييرات فردي و اجتماعي تمركز مي نمايد و شامل ديدگاه هاي تغيير اجتماعي ، انسان گرايانه و ماوراي فردي مي شود  در اين فراديدگاه معلم تلاش مي كند مهارتهايي را به دانش آموزان منتقل سازد كه امكان دگرگوني و تحول فردي و اجتماعي را فراهم مي كند فعاليت هاي فريره در برزيل و همچنين الگوي كنش اجتماعي نيومن را مي توان در اين چهار چوب ارزيابي كرد . همچنين فراديدگاههاي برنامه درسي منحصر به سر ديدگاهي كه شرح آن گذاشته نيست معلمان مي توانند تركيب خاص خود از ديدگا هها را بسازند .

پيشنهادات :

۱-   ديدگاه ديسيپلني به جهت تأكيد بر حل مسئله و مشاركت دانش آموزان در جريان يادگيري از اهميت خاصي برخوردارست چرا كه لذت اكتشاف دانش آموزان را در مراحل  بعدي حل مسئله ياري خواهد نمود لذا استفاده از اين روش در يادگيري و تدريس معلمان ، آموزش مؤثر را پديد خواهد آورد .

۲-   با استفاده از اين رويكرد « ديسيپلني » مراحل يك تحقيق علمي شكل پيگرد و دانش آموزان يا تحقيقات كوچك در وسعت انديشه و مباني نظري علوم كم كم  به دنياي اكتشافات بزرگتر و همه جانبه تر راه مي يابند .

۳-  مي تواند در برنامه ريزي مناسب براي دروس توسط معلمان از الگوهاي تركيبي كه از ديدگاه هاي ديگر آميخته شده با ديدگاه « ديسپيلني باشد بهره جست و فرايند ياد دهي يادگيري را مؤثر تر گردانيد .

۴-   شفافيت ديدگاه ديسيپلني راهبر آموزش بوده تأثير عميق و گسترده اي در خودشكوفايي و بكارگيري استعداد ها تهفته دانش آموزان دارد و با مشاركت در اكتشافات سهم فراگيران را بيشتر مي توان حس كرد . 

منبع:                          نظريه هاي     برنامه ريزي درسي جان میلر     ترجمه دکتر محمودي مهر محمدي  

<